بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ


 

آتش زدن درِ خانه حضرت زهرا(س)

 دسته بندی : شیعه یا سنی
    147 views بازدید

بسم الله الرحمن الرّحیم

“اَطیعوا اللهَ وَ اطیعوا الرَّسول وَ اولیِ الامرِ مِنکُم”

آتش زدن درِ خانه حضرت زهرا(س)

    مقام و منزلت صدَیقه ی طاهره آنچنان نزد پروردگار عالمیان وپیامبر ، پدر گرامی ایشان  رفیع و ارزنده است که عالمیان وتمامی ملایکه های زمین وآسمان را در حیرت گذاشته است چرا که ایشان از اهل بیت پیامبر هستند آینه ی وصف جمال پروردگار در ایشان جمع شده است ایشان وجه الله هستند ایشان نورالله هستند چرا که هیچ کسی تاب  تابیدنش را ندارد. زمانی که موسی در کوه تور مشغول عبادت بودند نوری از سمت ذوالجلال آمد وحضرت را متحیر ساخت و در نتیجه از حال رفتند . چرا که موسی(ع) تاب آن را نداشتند که در برابر نورالله ایستادگی کنند . اگر بنگریم در مییابیم که نوری که از سمت پروردگار عالمیان نازل شد همان نور خداوند است : زیرا که اوَلین مخلوق خداوند اهل کساء بودند که از نور مبیضَ خالق آفریده شده اند. این سخن صریح وصحیح است و در کتب متعدَد اهل سنَت و شیعه آمده است که محبوبترین زنان نزد پیامبر هیچ کسی نیست جزء دختر معصومه اش . چرا  باید زهرای ۱۸ ساله محبوبترین زنان شود؟ در زمان پیامبر زنان زیادی بودند که در حجب وحیا زبان زد بودند پیامبر خود چندین همسر داشت ،مادری چون آمنه داشت امَا چه باعث میشود که دخترش محبوب خداوند میشود . می دانیم که هر کسی که در نزد پیامبر عزیز و محبوب باشد یعنی در نزد خداوند عزیز است . چرا که پیامبر(ص) کاملترین انسان خدا و برگزیده ی خود ربَ ا لعالمین میباشد.در روایت ها داریم زمانی که دختر پیامبر(ص) می خواست بر ایشان وارد شود پیامبر بر حسب اطاعت از فرمان خداوند وبرحسب عشق و علاقه ای که بر دخترشان داشتند از جای بر میخیزیدند برای استقبال از دخترشان (س)  .دست دخترش را می گرفت و می بوسیدند . او را در جایگاه مخصوص خود می نشاندند .چرا ؟ چون مقام فاطمه یارایی مقام نبوَت و رسالت و امامت را داشت . امَا پیامبر چه می کرد: ایشان در کنار دخترش می نشست نه این که فاطمه را در کنارش بنشاند . زمانی که آن ملک بزرگ مرتبه که تا نبوَت رسول به هیچ کسی عرض سلام و درود نکرده بود از خداوند درخواست إذن می کند که بر پیامبر نازل شده و عرض سلام کند به این دلیل بود که بشارت مقام فاطمه ی زهرا(س) را بدهد که فاطمه سیَده ی نساء دنیا و آخرت  میباشد .در کتب شیعه حتَی چنین آمده است زمانی که پیامبر می خواستند از جلوی در صدَیقه ی طاهره رد شوند قامت خم می کردند .صحابه بر پیامبر ایراد می گرفتند که ای پیامبر چرا قدَ خم می کنید .پیامبر چه جواب می دادن . ایشان می گفتند مگر نمی بینید خانه زهرا است.

     در آخر بگذارید یکی از سخنان عالمان شیعه را تکرار کنم و مرحوم  دکتر علی شریعتی فاطمه را این چنان تعریف می کنند می گویند  فاطمه کیست ؟ اگر گفته باشم که ایشان دختر پیامبر هستند دروغ گفته ام . اگر بگویم همسر امیر المؤمنین است دروغ گفته ام .اگر بگویم که مادر حسنین است دروغ گفته ام . زیرا که فاطمه فاطمه است.آری آری این است فاطمه(س).

فاطمه سیَده ی نساء اهل الجنَه

حذیفه میگوید پیامبر اکرم (ص) فرمودند یک ملکی از خداوند اذن خواست تا بر من وارد شود و بر من سلام عرض کند (که قبل از ایشان به هیچ کسی عرض درود نکرده بود) خداوند به این ملک اجازه نازل شدن داد پس این ملک بر من نازل شد و بر من این را بشارت داد که فاطمه (س) سرور زنان اهل بهشت هستند.

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/1.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/2.jpg

و باز این حدیث در کتاب کنزالعمَال جلد ۱۳ آمده است .

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/3.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/4.jpg

  و باز از مقام و منزلت ، مستندات دیگری نیز هست که ما آن ها را به شما نشان میدهیم.

در حدیث دیگر از قول جناب عمر این گونه میگوید که ای فاطمه من هیچ کسی نزد پیامبر محبوبتر از شما ندیدم.

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/5.jpg

ببینید جناب عمر با اینکه این همه صحابه را دیده و با آن ها در ارتباط بوده است ولی چه سخنی از دهان بیرون می آورد. توجَه داشته باشید که محبَتی که پیامبر نسبت به افراد دارد با محبَتی که ما نشان میدهیم خیلی متفاوت است زیرا که اگر پیامبر فردی را دوست داشته باشد از روی رضای پروردگارش می باشد . چون که خداوند آن فرد را دوست می دارد ایشان نیز دوست می دارند . نه از روی زیبا بودن فرد که چیزی عبث می باشد.

                                در حدیث دیگر باز شخصیَت فاطمه الزهرا(س) را این کتاب چنین آورده که:

   از علی (ع) : رسول خدا بر من فرمودند که اوَلین شخصی که به بهشت وارد میشود من هستم وبعد از من فاطمه(س) و بعد حسن وحسین(علیهم السلام) عرض کردم که ای رسول خدا پس محبَان ما کجا هستند. گفتند که پشت سر شما .که این حدیث ازقول علمای بزرگ اهل سنَت کاملا صحیح میباشد.

باز در حدیث دیگر آمده است که پیامبر فرمودند محبوبترین زنان در نزد من فاطمه (ع) و محبوب ترین مرد ها نزد من علی(ع) میباشد.

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/6.jpg

عایشه روایت میکند که: هیچ کسی را من ندیدم که در گفت و گو به رسول خدا شبیه تر باشد به جزء فاطمه (ع) وقتی که فاطمه (ع) بر پیامبر وارد میشد پیامبر به خاطر استقبال از دخترشان از جایشان بلند می شدند و به ایشان خوشامد میگفتند و دستش را میگرفتند و می بوسیدند و حضرت را در جایگاه مخوصش مینشاندند و پیامبر در کنار ایشان می نشست.

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/7.jpg

خداوند غضبناک می شود به غضب فاطمه (س)

     اگر به کتب اهل سنَت مراجعه کنید خواهید دانست چندین حدیث در مناقب حضرت بی بی(فاطمه) آمده است که نشان می دهد رضای بی بی(فاطمه) رضای خداوند و رسولش است وغضب ایشان نیز غضب خداوند ورسولش است.حال ما قبل از آن که  استدلال بیاوریم سند ها را برایتان نمایش می دهیم.

  د رکتاب کنزالعمَال در جلد ۱۳ این روایت آمده است.

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/8.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/9.jpg

وباز این حدیث در المستدرک حاکم نیشابوری آمده است

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/10.jpg

وباز این حدیث در مجمع الزَواید در جلد ۹ آمده است.

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/11.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/12.jpg

آتش زدن در خانه ی فاطمه(س)

   یکی از مسایلی مهم که باعث تفرقه میان اهل سنَت و شیعه می شود این است که آیا باب خانه ی فاطمه الزهرا(س) توسط ابوبکر و عمر سوزانده شده است یا نه ؟ مستندی است بر این حقیقت که آیا خلفای  سه گانه حقَانیَت داشتند یانه؟ چرا که اگر این رویداد اتَفاق بیفتد این را اثبات می کند که خلفا مورد غضب بانو قرار گرفته اند و با توجه به روایاتی که در آن ها استنباط شده است که هر کسی فاطمه را به غضب بیاورد خدا ورسولش را غضبناک کرده است پس می توان فهمید که خلفا مورد غضب خدا و رسولش قرار گرفته اند.

    حال ما به شما از روی روایاتی که در کتب جماعت سنَی هست این حقیقت اثبات خواهیم کرد .

         در کتاب تاریخ طبری صفحه ۴۸۶ این مطلب را آورده است که عمر تحدید به سوزاندن در خانه ی وحی میکند.

ترجمه حدیث : از زیاد بن کلیب روایت است که گفت : عمر به سوی خانه حضرت علی صلوات الله علیه آمد که در آن طلحه و زبیر و مردانی از مهاجرین بودند ، پس عمر گفت : به خدا سوگند خانه را با تمامی اهالی آن به آتش می کشم اگر برای بیعت بیرون نیایید.

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/13.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/14.jpg

و باز این واقعه را کتاب المصنف به طرزی دیگر روایت می کند.

از زید بن اسلم از پدرش روایت است که گفت : زمانی که مردم بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با ابوبکر بیعت کردند امیرالمؤمنین علی علیه السلام و زبیر به خانه حضرت صدیقه ی طاهره زهرای اطهر ارواحنا فداه داخل شدند و به بحث و گفتگو پرداختند. وقتی این خبر به عمر بن الخطاب رسید به سمت خانه صدیق ی طاهره زهرای اطهر صلوات الله علیها رفت و گفت : ای دختر رسول خدا ! به خدا سوگند هیچ کس نزد ما محبوب تر از پدرت نیست و بعد از پدرت هیچ کس محبوب تر از خود شما نیست ! به خدا سوگند این محبت مانع از آن نمی شود که من امر نکنم که تمامی کسانی که در این خانه جمع هستند را به آتش نکشم. هنگامی که علی و زبیر به خانه بازگشتند، دخت گرامی پیامبر به علی و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد کرد که اگر اجتماع شما تکرار شود، خانه را بر شما به آتش کشد، به خدا سوگند! او آنچه را سوگند خورده انجام می دهد

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/15.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/16.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/17.jpg

وباز همین روایت را در کتاب کنز العمَال در جلد ۵ و در صفحه ۶۵۱ آورده است.

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/18.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/19.jpg

وباز این روایت در کتاب العقد الفرید جلد ۵ وصفحه ۱۵ به شکلی دیگر آمده است که قابل مشاهده است.

    ترجمه حدیث : حضرت علی علیه السلام و عباس و زبیر و سعد بن عبادة در خانه حضرت زهرا صلوات الله علیها نشسته بودند. ابوبکر عمر بن الخطاب را مأمور کرد تا برود و انها را از خانه خارج کند ، و به او گفت اگر مقاومت کردند با آنها درگیر شود. عمر با شعله ی آتشی به سمت خانه وحی حرکت کرد ، حضرت زهرا صلوات الله علیها به عمر فرمودند : ای پسر خطاب ، آیا این جرأت را پیدا کرده ای که در خانه ی ما را آتش بزنی ؟ عمر با بی شرمی و بی حیایی کامل گفت : بله ، مگر این که آنچه که امت بر آن وارد شده ( بیعت با ابوبکر ) شما نیز وارد شوید.

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/20.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/21.jpg

      پس اثبات شد که جناب عمر قصد این کار را داشتند . امَا در کتاب های دیگر نیز این صریحاً آمده است که عمر در خانه ی فاطمه (س) را آتش زده است  که این روایت ها را اگر مشاهده کنید بهتر است .

      روایت  سوزاندن در خانه ی فاطمه ی زهرا (س) در کتاب های متعدَدی آمده است که ما به عنوان نمونه به دو کتاب اشاره می کنیم . در کتاب روح المعانی جلد۳ صفحه ۱۲۴ این حقیقت آمده است.

زمانی که مردم باابوبکر بیعت کردند وعلی بیعت نکرد، ابوبکر قنفذ را به محضر علی فرستاد وگفت: به دنبال علی برو و به او بگو خلیفه رسول خدا را اجابت کن. قنفذ نزد علی رفت و پیغام ابوبکر به حضرت رساند. علی فرمود: چه زود به پیامبر خدا دروغ بستید ومرتد شدید. به خدا سوگند پیامبر، غیر از من کسی را به خلافت منسوب نکرد. ابوبکر برای بیعت به دنبال علی فرستاد وعلی قبول نکرد، عمر عصبانی شد و درب خانه علی را به آتش کشید و داخل خانه شد. فاطمه برابر او قرار گرفت و فریاد زد: یا ابتاه یا رسول الله عمر شمشیرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوی فاطمه زد و نیز با تازیانه به بازوی وی زد در این هنگام فریاد فاطمه برخاست یا ابتاه . علی ناگهان از جای برخواست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت به زمین کوبید وضربه ای محکم بر بینی و گردن عمر نواخت

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/22.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/23.jpg

     کاملترین این حقیقت را جناب آقای ابن قتیببَه در کتاب الامام و السَیاست  آورده است . در این کتاب در صفحه ۲۰-۲۳ این رویداد درج شده است.

    ترجمه:عدَه ای از مردم با ابوبکر بیعت نکردند واین جماعت نزد علی(ع) رفتند ابوبکر عمر را برای دریافت بیعت از این ها فرستاد عمر آمد و فریادی کشید . امَا آن جماعتی که در خانه ی علی (ع) جمع شده بودند اعتنایی به این فریاد های عمر نکردند .پس عمر دستور داد که هیزم بیاورند .عمر دوباره گفت که به خدا قسم ، به آن خدایی که جانم در دست اوست یا بیرون بیایید و الَا این خانه را با جماعتی که در آن است آتش خواهم زد. مردمی که در بیرون بودند به عمر ایراد گرفتند که ای عمر در این خانه صدَیقه ی طاهره است . امَا عمر در جواب  گفت که اگر فاطمه نیز در این خانه باشد من این خانه را آتش خواهم زد . ان جماعتی که در خانه ی علی (ع) جمع شده بودند زمانی که دیدند تحدید ها شدید می باشد تصمیم به بیعت کردن گرفتند و از خانه بیرون آمدند و بیعت کردند الَا علی (ع) . که ایشان فرمودند که من قسم خورده ام از خانه خارج نشوم تا قرآن را جمع آوری کنم. فاطمه (س) دم در آمدند وگفتند که این چه موضعی است که شما گرفته اید ، من هیچ قومی را به این گونه موضع گرفتن ندیده بودم. بعد فرمودند که شما جنازه ی رسول الله را پیش چشمان ما رها کردید و رفتید تا برای خود دولت تشکیل دهید . ما را به عنوان جلو دار قبول نکردید  حق ما را بر گردانید . عمر زمانی که این سخنان را شنید  نزد ابوبکر رفت و گفت : ای ابوبکر آیا این متخلَف را دستگیر نمی کنی .ابوبکر به غلامش دستور داد که برود علی (ع) را صدا زند . پس علی (ع) به او گفت چه می خواهی : گفت جانشین رسول خدا شما را خواسته است . علی در پاسخ به سخن او گفتند که چقدر زود بر پیامبر دروغ بستید .پس آن غلام بر گشت و این سخنان را به ابوبکر  گفت . ابوبکر شروع کرد به گریه کردن  امَا در بعد گفت که برو و بگو که امیرالمؤمنین صدایتان می زنند . باز آن غلام ابوبکر آمد و همان که ابوبکر امر کرده بود کرد علی (ع) باصدای بلند فرمودند سبحان الله  ابوبکر چیزی را که مستحقَ آن نیست را می خواهد . پس غلام ابوبکر برگشت وهمان هایی راکه علی (ع) گفته بود را به ابوبکر گفت . ابوبکر دوباره شروع کرد به گریه کردن .

       عمر با جمعی از افراد خود  در فاطمه (س) را کوبیدند . وقتی که فاطمه صدای آن ها را شنید گفت ای پدر ، ما چه روزگاری را می بینیم از دست این ابوبکر و عمر . زمانی که مردم این سخنان را از دهان مبارک صدَیقه ی طاهره شنیدند عدَه ای  شروع کردن به گریه کردن. و برخی از اطرافیان عمر برگشتند امَا عدَه ای نیز با عمر ماندند. پس این جماعت علی (ع) را از خانه بیرون کشیدند و پیش ابوبکر بردند . آنها به علی (ع) گفتند که آیا بیعت می کنی یا نه . ایشان در جواب گفتن اگر بیعت نکنم چه می شود . عمر گفت گردنت را می زنیم . علی (ع) در جواب گفتند که در این صورت شما یکی از بندگان خدا و برادر رسول خدا را به قتل رسانده اید.عمر گفت تو بنده ی خداوند هستی ولی برادر رسول خدا نیستی. ابوبکر ساکت است و حرفی نمی زند . عمر گفت  آیا امر نمی کنی که گردنش را بزنیم . ابوبکر گفت او را مجبور نمی کنم تا وفات فاطمه(س) را ببینید (که این سخن آن را میرساند که این ها از وضعیَت صدَیقه ی طاهره با خبر بودند یعنی می دانستند که به این زودی وفات میابند به عبارت دیگر خود این ها این بلا را بر سر صدَیقه یطاهره آورده بودند.) علی (ع) از کنار این ها رفت به سوی قبر پیغمبر (ص) وگریه کردند ، نالیدند وفریاد زدن که ای برادر این جماعت فکر میکنند که من ضعیف هستم که نز دیک بود مرا بکشند .

     بعد از این ماجرا عمر به ابوبکر گفت که بیا برویم پیش فاطمه(س) که ما او را غضبناک کرده ایم . هر دو نزد بانو رفتند امَا ایشان به این دو نفر اجازه ی ورود ندادند وپس آمدند پیش وصی رسو الله تا از او در خواست کنند که شاید این اجازه را از ایشان دریافت کنند( چون علی (ع) صاحب خانه بودند بانو فرمایش ایشان را پذیزفت) خلاصه این دو نزد فاطمه (س) آمدند . سلام کردند ولی جواب سلام نشنیدند( زیرا که از نظر فاطمه (س) این دو نفر کافر بودند  و جواب سلام همه واجب است الَا کافر – این ها شروع کردند به عذر خواهی کردن. بانو رو به ایشان  کرد و گفت ای عمر مگر من از شما چه چیزی خواستم آیا دختران تو از تو ارث نخواهند برد ؟ ابوبکر شروع کرد به چرب زبانی کردن . به ایشان گفت که ای فاطمه ما به این منظور آن ارث باقی مانده از رسول را به شما بر نگرداندیم زیرا که از رسول خدا شنیده بودیم که میراث پیامبر به عنوان صدقه است. بانو باز به این دو نفر فرمودند که آیا اگر من به شما حدیثی را از رسول خدا بگویم به جا می آورید .گفتند بلی .گفت مگر نشنیده بودید که پیامبر گفته بود  هر کسی که فاطمه را راضی کند مرا راضی کرده است و هر کسی فاطمه را  آزار دهد مرا آزرده است . جواب دادند که به جا می آوریم . پس فاطمه(س) به آن دو گفت که من خدا و ملایکه های زمین وآسمان را گواه می گیرم که شما مرا آزار دادید و مرا خشمگین کردید. ابوبکر زمانی که این سخنان را شنید گفت : من پناه می برم به خدا از خشم خدا و خشم تو ای فاطمه(اگر دقَت داشته باشید در روایت های دیگر طوری دیگر بیان شده است که هر کس فاطمه را خشمگین کند خدا را خشمگین کرده است. یعنی ابوبکر این روایت را می دانست و آن گونه کرد.) بعدش شروع کرد به گریه کردن .چنان گریه  کرد که کم بود بمیرد .امَا بانو در آن حین به آن دو فرمودند که هر نمازی که می خوانم شما را نفرین میکنم.

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/24.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/25.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/26.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/27.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/28.jpg

    اعتراف حمله به خانه ی زهرا(س) از زبان  ابوبکر

عبد الرحمن بن عوف به هنگام بیمارى ابوبکر به دیدارش رفت و پس از سلام و احوال‌پرسى، با او گفت و گوى کوتاهى داشت. ابوبکر به او چنین گفت:

من در دوران زندگى بر سه چیزى که انجام داده‌ام تأسف مى‌خورم ، دوست داشتم که مرتکب نشده بودم ، یکی از آن‌ها هجوم به خانه فاطمه زهرا بود ، دوست داشتم خانه فاطمه را هتک حرمت نمى‌کردم؛

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/29.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/atash%20zadan%20dare%20khane%20fateme%20zahra-s-(www.olel-amr.com)/30.jpg

    حال دوستان من شما دیدید که عمر ابن خطَاب وابوبکر از روی این روایات که عرض شد حضرت زهرا (س) را غضبناک کرد که از روی استنباط هایی که داشتیم هر کس زهرا (س) را غضبناک کند خدا ورسولش را غضبناک کرده است و هر کسی که خداون را غضبناک کند بی شک وبدون تردید جایگاهش جهنَم است .

از برادران اهل سنّت باز نیز تمنّای تفکّر می کنیم ، علمای اهل سنّت حقیقت را برای شما پنهان میکنند خود قدمی بردارید . ما دیگر حرف واندرز نداریم امّا به بازگشت شما امیدواریم.

این مقالات توسط گروه تحقیقاتی اولی الامر تهیه شده است.

می توانید سوالات خود را درمورد این مقاله در  تاپیک  بپرسید.

دانلود فایل متنی : لینک دانلود

والسّلام علیکم ورحمةالله و برکاته

 




ارسال نظر




*