بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ


 

ترجمه و تفسیر آیه ی شریفه ی «أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ»


«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَي اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً»

 

ترجمه ها:

» آیت الله مشکینی

ای کسانی که ایمان آورده اید ، خدا را اطاعت کنید و از فرستاده او و صاحبان امرتان ( که جانشینان معصوم پیامبرند ) اطاعت نمایید. پس اگر درباره چیزی ( از امور دین یا دنیا ) نزاع داشتید آن را به خدا و رسولش برگردانید ( اختلاف در دین را به وسیله فقیه و اختلاف در دنیا را به واسطه قاضی به کتاب و سنّت بازگردانید ) اگر ایمان به خدا و روز واپسین دارید ، این ( برای شما ) بهتر و خوش عاقبت تر است.

 » آیت الله مکارم شیرازی

ای کسانی که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [ اوصیای پیامبر ] را! و هر گاه در چیزی نزاع داشتید ، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید ( و از آنها داوری بطلبید ) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این ( کار ) برای شما بهتر ، و عاقبت و پایانش نیکوتر است.

 » استاد الهی قمشه‌ای

ای اهل ایمان ، فرمان خدا و رسول و فرمانداران ( از طرف خدا و رسول ) که از خود شما هستند اطاعت کنید ، پس اگر در چیزی کار به نزاع کشد آن را به حکم خدا و رسول بازگردانید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید. این کار برای شما بهتر و خوش عاقبت تر خواهد بود.

» ترجمه فرانسوی حمید الله

les croyants! obéissez à Allah, et obéissez Au Messager et à ceux d’entre vous qui détiennent le commandement. puis, Si vous vous disputez en quoi que ce soit, renvoyez-là à Allah et Au Messager, Si vous croyez en Allah et Au Jour dernier. ce sera bien mieux et de meilleur interprétation (Et aboutissement)

 » انگلیسی

O People who Believe! Obey Allah and the Noble Messenger and those amongst you who are in authority; so if there is a dispute amongst you concerning any matter, refer it to Allah and the Noble Messenger (for judgement) if you believe in Allah and the Last Day; this is better and has the best outcome.

» ترجمه تفسیر نور

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! خدا را اطاعت کنید و از رسول و اولى الامر خود (جانشینان پیامبر) اطاعت کنید. پس اگر درباره چیزى نزاع کردید آن را به حکم خدا و پیامبر ارجاع دهید، اگر به خدا و قیامت ایمان دارید. این (رجوع به قرآن و سنّت براى حلّ اختلاف) بهتر و پایانش نیکوتراست.

تفسیرها:

 

»» برگزیده تفسیر نمونه

(آیه ۵۹)- این آیه و چند آیه بعد، در باره یکى از مهمترین مسائل اسلامى، یعنى مسأله رهبرى بحث مى‏کند و مراجع واقعى مسلمین را در مسائل مختلف دینى و اجتماعى مشخص مى‏سازد.

نخست به مردم با ایمان دستور مى‏دهد، مى‏گوید: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را» (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ).
بدیهى است براى یک فرد با ایمان همه اطاعتها باید به اطاعت پروردگار منتهى شود، و هر گونه رهبرى باید از ذات پاک او سر چشمه گیرد، و طبق فرمان او باشد، زیرا حاکم و مالک تکوینى جهان هستى اوست، و هر گونه حاکمیت و مالکیت باید به فرمان او باشد.

در مرحله بعد مى‏فرماید: «و اطاعت کنید پیامبر خدا را» (وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ).
پیامبرى که معصوم است و هرگز از روى هوى و هوس، سخن نمى‏گوید، پیامبرى که نماینده خدا در میان مردم است و سخن او سخن خداست، و این منصب و موقعیت را خداوند به او داده است.

و در مرحله سوم مى‏فرماید: اطاعت کنید «اولى الامر (اوصیاى پیامبر) را» (وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ). که از متن جامعه اسلامى برخاسته و حافظ دین و دنیاى مردمند.
سپس مى‏فرماید: «اگر در چیزى اختلاف کردید آن را به خدا و پیامبر صلّى اللّه علیه و آله ارجاع دهید اگر ایمان به پروردگار و روز باز پسین دارید، این براى شما بهتر و پایان و عاقبتش نیکوتر است» (فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلًا).

«اولى الامر» چه کسانى هستند؟
همه مفسران شیعه در این زمینه اتفاق نظر دارند که منظور از «اولى الامر» امامان معصوم مى‏باشند که رهبرى مادى و معنوى جامعه اسلامى، در تمام شؤون زندگى از طرف خداوند و پیامبر صلّى اللّه علیه و آله به آنها سپرده شده است، و غیر آنها را شامل نمى‏شود.
و البته کسانى که از طرف آنها به مقامى منصوب شوند و پستى را در جامعه اسلامى به عهده بگیرند، با شروط معینى اطاعت آنها لازم است نه به خاطر این که اولى الامرند، بلکه به خاطر این که نمایندگان اولى الامر مى‏باشند.

»» تفسیر نور

آیه‏ى قبل، بیان وظایف حکّام بود که دادگر و امانتدار باشند، این آیه به وظیفه‏ى مردم در برابر خدا و پیامبر اشاره مى‏کند. با وجود سه مرجع «خدا»، «پیامبر» و «اولى الامر» هرگز مردم در بن‏بست قرار نمى‏گیرند.
آمدن این سه مرجع براى اطاعت، با توحید قرآنى منافات ندارد، چون اطاعت از پیامبر و اولى الامر نیز، شعاعى از اطاعت خدا و در طول آن است، نه در عرض آن و به فرمان خداوند اطاعت از این دو لازم است.
در تفسیر نمونه به نقل از ابن عباس آمده است که وقتى پیامبر اسلام، هنگام عزیمت به تبوک، على علیه السلام را در مدینه به جاى خود نهاد و فرمود: «انت منّى بمنزلة هارون من موسى» این آیه نازل شد.
در آیه قبل سفارش شد که امانات به اهلش سپرده شود. این آیه گویا مى‏فرماید: این سپردن به اهل، در سایه اطاعت از خدا و رسول و اولى‏الامر است.
تکرار فرمانِ «اطیعوا» رمز تنوّع دستورهاست. پیامبر گاهى بیان احکام الهى مى‏کرد، گاهى دستور حکومتى مى‏داد ودو منصب «رسالت» و«حکومت» داشت. قرآن گاهى خطاب به پیامبر مى‏فرماید: «انزلنا الیک الذّکر لتبیّن للناس ما نزل الیهم» آنچه ر[۳۱۴]ا نازل کرده‏ایم براى مردم بیان کن. و گاهى مى‏فرماید: «لتحکم بین الناس بما اراک اللّه»[۳۱۵] میان مردم بر اساس قوانین الهى، حکومت و قضاوت کن.
قرآن درباره مفسدان، مسرفان، گمراهان، جاهلان، جبّاران و… دستور «لاتطع» و «لاتتّبع» مى‏دهد. بنابراین موارد «اطیعوا» باید کسانى باشند که از اطاعتشان نهى نشده باشد و اطاعتشان در تضادّ با اوامر خدا و رسول قرار نگیرد.
در آیه اطاعت از اولى‏الامر مطرح شده است، ولى به هنگام نزاع، مراجعه به آنان مطرح نشده، بلکه تنها مرجع حلّ نزاع، خدا و رسول معرفى شده‏اند. و این نشانه آن است که اگر در شناخت اولى‏الامر و مصداق آن نیز نزاع شد به خدا و رسول مراجعه کنید که در روایات نبوى، اولى‏الامر اهل‏بیت پیامبر معرفى شده‏اند.[۳۱۶]
حسین‏بن ابى‏العلاء گوید: من عقیده‏ام را درباره‏ى اوصیاى پیامبر واینکه اطاعت آنها واجب است، بر امام صادق‏علیه السلام عرضه کردم، حضرت فرمود: آرى چنین است، اینان همان کسانى هستند که خداوند درباره‏ى آنان فرموده: «اطیعوا اللّه…» و همان کسانى‏اند که درباره‏ى آنها فرموده: «انمّا ولیّکم اللّه… و هم راکعون»[۳۱۷]
حضرت على‏علیه السلام در خطبه ۱۲۵ نهج‏البلاغه و عهدنامه مالک‏اشتر فرمودند: مراد از مراجعه به خدا و رسول، مراجعه به آیات محکمات وسنّتى که همه بر آن اتّفاق داشته باشند.
حضرت على‏علیه السلام فرمود: هر حاکمى که به غیر از نظر اهل‏بیت معصوم پیامبرعلیهم السلام قضاوت کند، طاغوت است.[۳۱۸]——————————————————————————–
۳۱۴) نحل، ۴۴.
۳۱۵) نساء، ۱۰۵.
۳۱۶) کمال الدین صدوق، ص‏۲۲۲.
۳۱۷) کافى، ج‏۱، ص ۱۸۷.
۳۱۸) دعائم‏الاسلام، ج‏۲، ص‏۵۳۰.

»» تفسیر المیزان – خلاصه

(یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول واولی الامرمنکم ):(ای کسانی که ایمان آورده اید ،خدا را اطاعت کنید و رسول و کارداران خود را که خدا و رسول علامت و معیار ولایت آنان را تعیین کرده ، فرمان برید)چون تنها خدا حق حاکمیت دارد و باید از او اطاعت کرد، اطاعت کردن ازغیر خدا مخالفت با خدا و احکام او و برگزیدن معبودهائی غیر خدا شرک به خدامی باشد و پیامبر(ص ) نیز ابلاغ رسالت الهی را به عهده دارد تا جامعه ای توحیدی بر اساس احسان و رفع همه نزاعها بنا کند، مسلما چنین اهدافی تنها بااطاعت از خدا و رسول او محقق می شود، اما اولی الامر اطاعت ازآنها در ادامه اطاعت خدا و رسول خداست ، لکن اولی الامر، بهره ای از وحی ندارند و کار آنان تنها صادر نمودن آرائی است که آن را صحیح می دانند و آنها را از قرآن و سنت اخذ می نمایند که اطاعت از آنها در آراء و اقوالشان بر مردم واجب است ، اما آنهااختیاری در تشریع شرایع و یا نسخ آن ندارند، لکن امتیاز آنها بر سایرین این است که حکم خداو رسول یعنی کتاب و سنت به آنان سپرده شده و چون آیه دروجوب اطاعت مطلق است ،فهمیده می شود که شرط عصمت ، در اولی الامر هم وجود دارد و اولی الامر افراد معینی هستند که مانند رسولخدا(ص )دارای عصمت می باشند(۱۱)، (فان تنازعتم فی شی ء فردوه الی الله و الرسول ان کنتم تؤمنون بالله و الیوم الاخر ذلک خیر و احسن تاویلا):(و اگر در امری اختلاف نمودید ،برای حل آن به خدا و رسول مراجعه کنید ،اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید، این برایتان بهتر و سرانجامش نیکوتر است )،دلالت آیه بر اینکه اولی الامرحکمشان نمی تواند مخالف احکام الهی باشد یا آنها را نسخ کند و یا حکم جدیدبیاورند، واضح است ، بلکه آنها فقط بر طریق خدا و رسول حکم می کنند و حکم خدا و رسول هم حکم حق است و واجب است مؤمنان به آن ملتزم باشند، (مااتیکم الرسول فخذوه وما نهاکم عنه فانتهوا)(۱۲)،(هر چه رسول به شما می دهد، اخذ کنیدو هر چه شما را از نهی می کند از آن بپرهیزید) . بعضی مفسرین پنداشته اند عصمت در اولی الامر شرط نیست و لذا اولی الامر صاحب اختیار هر جامعه ای است که اگر احکام او مطابق شریعت باشد،اطاعت از او واجب است و اگر حکم او مخالف شریعت باشد به موجب حدیث (لا طاعه لمخلوق فی معصیته الخالق )،(در نافرمانی خالق بر مخلوق اطاعت واجب نیست )،افراد جامعه باید با او مخالف کنند و حکم او را نپذیرند ،اما حق آنست که چون اطاعت در آیه مطلق آمده و نه مقید و همچنین بایک فعل ، اطاعت از(رسول و اولی الامر) بر مردم واجب شده ، لذا محقق می شود که در اولی الامر هم عصمت شرط لازم است و در چنین حالتی اطاعت از او در همه احکام واجب می باشد و لذا بر خلاف نظر بعضی مفسران اولی الامر شامل اصحاب حل و عقدیا خلفاء یا علماء و یا حکام و امراء(که حتی افراد مانند حجاج بن یوسف هم جزء آنهاست ) و سایر غیر معصومین نمی شود، بلکه به موجب حدیث (انی تارک فیکم الثقلین ، ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی : کتاب الله و عترتی اهل بیتی )(۱۳) این افراد دارای عصمت بوده و پیامبر خود،آنهارامعرفی نموده است . و شرط (ان کنتم تؤمنون بالله …)برای تشدید و تأکید حکم و اشاره به این مطلب است که مخالفت با آنها از فساد در مرحله ایمان به خدا و رسول نشأت می گیرد ودر واقع از کفر خفی و پوشیده آنها حکایت می کند و این عین نفاق است . و مسلما بر گرداندن حکمی که در آن تنازع دارید به خدا و رسول او بهتراست و یا اطاعت از خدا و رسول و اولی الامر بهتر است و کلمه تأویل در اینجابه معنای مصلحت واقعی است که حکم مورد بحث از آن نشأت می گیرد و سپس عمل بر آن مترتب می شود .
  • منتظر المهدی
  • ۲۶ تیر ۱۳۹۵