بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ


 

توهین علمای اهل سنت به پیامبر – قسمت ۲

 دسته بندی : شیعه یا سنی
    92 views بازدید

بسم الله الرحمن الرّحیم

“اَطیعوا اللهَ وَ اطیعوا الرَّسول وَ اولیِ الامرِ مِنکُم”

توهین علمای اهل سنت به پیامبر – ۲

 بعضی از علمای اهل سنَت این جسارت را به خود داده اند که با نهایت بی شرمی وبا نهایت بی آبرویی به پیامبر اکرم (ص) توهین کنند .پیامبری که چندین آیات الهی در قرآن که در شان ایشان نازل شده است واین نشان دهنده حد کمال ایشان میباشد پیامبری که نجات همه ی مخلوقین که در معرض هلاک شدن جاهلیت بودن به دست مبارک ایشان بود .چرا باید این پیامبری که قرآن او را برای تمامی خلایق اسوه قرار داده مرتکب این اعمال قبیح وناشایست شود که در شأن هیچ انسانی نیست. وجود این شخص منَتی است برای خلایق(منَ الله علی المومنین). شخصی که رحمتی بود برای عالمیان (رحمه للعالمین ) الگویی است ابدی برای تمامی نسل ها.حال ببینیم که چگونه این جاهلان دین ، جاهلان راه حق  به معلَمی که درسش تربیت بود آن هم چه تربیتی ، تربیتی که اصول آن را از کامل ترین ادیان دریافت میکرد . حال شما خودتان  عادلانه قضاوت کنید .قضاوت کنید که تا با دو چشم خود بیابید  ،آیا پیامبری که قرآن توصیفش میکند با منکراتی که این جاهلان نوشته اند یکی است؟ حال به مدارکی که در دست داریم مراجعه میکنیم امیدواریم خداوند هدایتش را بر تمام جهانیان افکند.

–       برهنه بودن پیامبر:

      برخی از این افتراعات اشاره به برهنه بودن پیامبر دارد . پیامبری که حتَی در زمان کودکی هم نتوانستند این عمل را مرتکب شوند  وحتَی عایشه نیز میگوید من که همسرش بودم هیچ وقت ایشان را برهنه ندیدم. حال ما به عنوان نمونه فقط به دو مورد از کتب اهل سنَت اشاره میکنیم که امیدواریم کافی باشد حال برادران اهل تحقیق میتوانند با مراجعه به کتب اهل سنَت مدارک زیادی پیدا کنید.

      در کتاب صحیح مسلم یکی از صحاح اهل سنَت در صفحه ۱۶۵ این کتاب این گونه آورده است که:

رسول خدا همراه با آنها (تعمیر کنندگان خانه ی خدا) سنگ را برای ساختن کعبه حمل میکرد و لنگش را هم در بر کرده بود . عمویش عباس به او گفت :ای فرزند برادرم ! اکر لنگت را در آوری و روی دوشت بیاندازی بهتر میتوانی سنگت را حمل کنی. راوی گوید : پس رسول خدا لنگش را باز کرد و روی دوشش انداخت . انگاه بیهوش شد و روی زمین افتاد و بعد از آن رسول الله برهنه دیده نشد.

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/tohin%20olamaye%20ahle%20sonnat%20be%20payambar%202(www.olel-amr.com)/1.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/tohin%20olamaye%20ahle%20sonnat%20be%20payambar%202(www.olel-amr.com)/2.jpg

     باز هم در این کتاب روایتی دیگر آمده است که ارزش این را دارد که به آن هم توجه شود .

      :” صحیح مسلم کتاب الفضائل باب فضائل عثمان بن عفان از عایشه نقل می کند: ابوبکر اجازه خواست که بر پیامبر وارد شود و پیامبر در آن وقت در رختخوابش دراز کشیده بود و لنگ عایشه را پوشیده بود. پیامبر در همان حال به ابوبکر اجازه ی ورود داد و حاجتش را براورده کرد .سپس او رفت .عثمان گوید: پس از او عمر اجازه ی ورود خواست پیامبر در همان حال به عمر اجازه ی ورود داد و حاجتش را برآورده کرد . سپس من (عثمان) اجازه ورود خواستم .پیامبر فورا نشست و به عایشه گفت لباست را بپوش و خودت را جمع و جور کن!! من هم حاجتم روا شد و روانه ی خانه ام  شدم . عایشه به رسول الله گفت:چه طور شد که از ابوبکر و عمر خجالت نکشیدی امّا از عثمان خجالت کشیدی؟پیامبر گفت : عثمان مردی است بسیار با حیا و من ترسیدم اگر در آن حال به او اجازه ی ورود دهم، از شدّت حیایش، حاجتش را از من نخواهد!!!!!!”

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/tohin%20olamaye%20ahle%20sonnat%20be%20payambar%202(www.olel-amr.com)/3.jpg

    شما ببینید . برادران هم اهل سنَت و هم شیعیان آیا این کفر علمای مکَار  را نمیرساند. این افراد برای خوش جلوه دادن شخصیت های بعضی افراد مانند عثمان  که صراحت دارد این فرد قرآن را سوزانده است .

       باز در یکی دیگر از کتاب های اهل سنَت و هم در این کتاب صحیح مسلم روایتی دیگر را به شما عزیزان نشان دهیم تا مطلب به شما خیلی واضح تر شود.

صحیح مسلم کتاب الفضائل باب کثرة حیائه (ص) : از ابو سعید خدری شنیدم که می گفت :حیای پیامبر از دختران باکره نیز بیشتر بود.”

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/tohin%20olamaye%20ahle%20sonnat%20be%20payambar%202(www.olel-amr.com)/4.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/tohin%20olamaye%20ahle%20sonnat%20be%20payambar%202(www.olel-amr.com)/5.jpg

گوش دادن به موسیقی :

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/tohin%20olamaye%20ahle%20sonnat%20be%20payambar%202(www.olel-amr.com)/6.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/tohin%20olamaye%20ahle%20sonnat%20be%20payambar%202(www.olel-amr.com)/7.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/tohin%20olamaye%20ahle%20sonnat%20be%20payambar%202(www.olel-amr.com)/8.jpg

خلاصه ترجمه۱:” عایشه گفت : ابوبکر بر من وارد شد و نزد من کنیزکانی وجود داشتند که مشغول غنا و نواختن تارو تنبور بودند که ابوبکر گفت آیا تار و تنبور شیطان در خانه ی پیامبر است ؟ پیابر گفت : ای ابوبکر همانا برای هرقومی عیدی وجود دارد و این عید ماست!!!”

خلاصه ترجمه ی۲ :” عایشه گفت رسول خدا را دیدم که بر در خانه ایستاده است و حبشی ها در مسجد بازی  می کردند پیامبر مرا به ردای خود پوشانده بود و من (به حبشی ها) نگاه می کردم!! پس قدر و منزلت زن کم سن وسالی که به بازی لهو خیلی علاقه منداست ، بدانید!!!!!!! “

خلاصه ی ترجمه ی۳ :” پیامبر بر من وارد شد، در حالی که دو کنیز در نزد من نشسته بودندو مشغول خواندن ترانه های هیجان انگیز بودند،پس او بر رختخواب دراز کشید و رویش را برگرداند . ناگهان ابوبکر وارد شد، با من عصبانی شد و گفت : تنبور شیطان را کنار پیامبر آورده ای ؟ پیامبر به او گفت : رهایشان کن!!! و هنگامی که ابوبکر متوجه نبود من (عایشه) به آن دو کنیز اشاره کردم که بیرون بروندو آنها بیرون رفتند.همچنین عایشه گفت : روز عید بودو سودانی ها مشغول بازی با سپر و خنجر بودند .من ازپیامبر پرسیدم: آیا می توان به آنها نگاه کرد؟  پیامبر از من پرسید :آیا دوست داری نگاه کنی؟  گفتم :آری! او مرا به پشت خود گرفت، در حالیکه صورتم روی صورتش بود -العیاذ بالله- و می گفت : فرزندان ” رفده” آرامتر! وقتی خسته شدم گفت : کفایت کرد؟ گفتم :آری ! گفت : حالا برو.”

ترجمه ی متن ۴ نیز مانند متن  متن ۳ است .

همانند متن شماره ی ۱ در سنن ابن ماجه و فتح الباری  نیز نقل شده است که ما در این جا به شما نشان می دهیم

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/tohin%20olamaye%20ahle%20sonnat%20be%20payambar%202(www.olel-amr.com)/9.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/tohin%20olamaye%20ahle%20sonnat%20be%20payambar%202(www.olel-amr.com)/10.jpg

    باز هم یکی از این علمای اهل سنّت جناب آقای ابن حجر العسقلانی در کتاب فتح الباری بشرح صحیح بخاری چاپ دارالفکر بیروت لبنان صفحه ۹۳ از بخاری نقل میکند که :

عایشه میگوید رسول خدا وارد اتاق من شد و در آن دو کنیزک بود که این ها آواز میخواندند . رسول خدا آمدند در آنجا دراز کشیدن و رویشان را به جایی دیگر کردند . ابوبکر داخل شد ومرا منع کرد و گفت : در پیش رسول خدا نی شیطان میزنید ! رسول خدا گفت نه بگذار کارشان را انجام دهند  پس زمانی که پیامبر غافل شد من به آن ها گفتم که از رسول خدا دور شوند

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/tohin%20olamaye%20ahle%20sonnat%20be%20payambar%202(www.olel-amr.com)/11.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/tohin%20olamaye%20ahle%20sonnat%20be%20payambar%202(www.olel-amr.com)/12.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/tohin%20olamaye%20ahle%20sonnat%20be%20payambar%202(www.olel-amr.com)/13.jpg

در یکی دیگر از صحاح ستّه یعنی سنن ترمذی که در صحیح بودن میان اهل سنّت مشهور است در صفحه ی ۱۵۴ چاپ دار الفکر بیروت لبنان و در همین کتاب چاپ مکتبة المعارف آقای ترمذی چنین روایت میکند که:

    بریده نقل میکند شنیدم  پیامبر اکرم ص به یکی از غزوات تشریف برده بودند . وقتی که رسول اکرم ص از جنگ برگشتند یک کنیزک سیاه آمد وبه رسول اکرم ص گفت ای رسول خدا من نذر کرده بودم که اگر خداوند متعال شما را سالم بر گرداند من در برابر شما آواز بخوانم و دف بزنم . پیامبر به او گفت که اگر نذر داری عیبی ندارد ولی اگر نذر نکرده باشی  لازم نیست . پس شروع کرد به دف زدن و آواز خواندن . در این هنگام جناب ابوبکر وارد شدن و و دیدن که پیامبر نشسته اند و زنی در حال دف زدن و آواز خوانی میباشد  پس ابوبکر کنار پیامبر نشستند وتماشا کردند . وبعد جناب عثمان آمدند واو نیز نشستند وتماشا کردند . وبعد حضرت علی ع آمدند وایشان نیز کنار پیامبر نشستند و شروع به تماشا کردن شدند . بعد جناب عمر آمدند و این وضعیت را دیدند دف را از دست زن گرفت و زیر خود گذاشت و روی آن نشست .پس پیامبر گفتند که شیطان از عمر میترسد.

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/tohin%20olamaye%20ahle%20sonnat%20be%20payambar%202(www.olel-amr.com)/14.jpg

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/tohin%20olamaye%20ahle%20sonnat%20be%20payambar%202(www.olel-amr.com)/15.jpg

در این روایت آمده است که این عمل زشت را این عمل قبیح را خود پیامبر العیاذ بالله  اجازه داده اند . آیا آن کسی این افتراعات را به پیامبر ص نسبت داده است در مقام کافریّت نیست . چرا که این کذبها را به شخصی نسبت داده اند که از طرف خداوند دارای عصمت میباشد از طرف خداوند آن کسی است که مقامش میان تمامی خلایق والاتر است . چگونه اجازه ی این عمل را خود پیامبر داده اند که زشترین اعمال است وقبیح ترین آنها .و در مقابل شخصی را به درجه ی برتریّت از پیامبر میرساند که که حتی در پیامبریه پیامبر شک داشت.

   باز این آقای ترمذی در همین کتاب خود در همان صفحه از عرمه پسر زبیر نقل میکن که عایشه میگوید : رسول خدا از خانه تشریف میبردند که سر و صدایی شنیدیم که صدای بچه ها  در کوچه بلند شده بود . رسول خدا بلند شدند که ببینند چه خبر است . ایشان دیدند که یک زن حبشی میرقصد و بچه ها  دور آن جمع شده اند وتماشا میکنند . رسول خدا گفتند ای عایشه بیا  و این زن را نگاه کن  پس من آمدم و پشت سر ایشان ایستادم و صورتم را گذاشتم بر صورت پیامبر اکرم ص ومن شروع کردم به نگاه کردن به رقص آن زن .و زیاد نگاه کردم. رسول خدا ص گفتند که آیا سیر نشدی پس گفتم این رقص خوبی است و می خواهم بیشتر نگاه کنم . عایشه می گوید من گفتم سیر نشدم تا بر پیامبر ناز کنم . در ان وقت بود که عمر رسید و همه فرار کردند . پس پیامبر گفت من  میبینم شیاطین انس و جنّ از عمر فرار میکند.

http://dl.olel-amr.com/religions/islam/ahl%20sonnat/magalat/tohin%20olamaye%20ahle%20sonnat%20be%20payambar%202(www.olel-amr.com)/16.jpg

     حال شما قضاوت کنید که این چه صیغه ای است که این آقایان نسبت به پیامبر ص میدهند . پیامبری که چندین آیه از قرآن به جلالت و مقام ایشان اشاره میکند حال ما به شما از معتبر ترین کتب شما خواهیم آورد که گوش دادن به آواز کنیزک و یاد دادن به آنها کاری حرام است .

در کتاب درالمنثور  مجلد ۶ صفحه ۵۴  در زیر آیات اوّل سوره ی لقمان روایاتی از زبان خود پیامبر وارد شده است که این عمل قبیح را حرام دانسته اند. مانند:

  1.        رسول خدا نقل میکند که زن آواز خوان را خرید و فروش نکنید و به آن ها آواز خواندن را یاد ندهید که آواز بخواند و کسی که از این راه کسب رزق بکند خیری در این تجارت نیست و این عملی حرام است. وبعد پیامبر این آیه یشریفه را خواندند.{ وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ }

باز در این کتاب ودرهمان صفحه ابن مردویه از عایشه نقل میکند که پیامبر فرمودند خداوند متعال فروختن زن آواز خوان وتعلیم دادن به آن و گوش دادن به آن را حرام کرده است.بعد پیامبر این آیه را تلاوت کردند.

  1. .{ وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ }لقمان /۶

درزیر همین روایت آمده است که آقایان بخاری ،ابن جریر ، ابن ابی حجر وابن مردویه استنباط کرده اند منظور پیامبر از این آیه آواز خوانی میباشد.

    حال من از شما عزیزان میپرسم سوره ای که مکّی است و در مکّه نازل شده است یعنی قبل از حجرت که تمامی این مطالبی که روایت شد در زمان بعد حجرت میباشد اگر پیامبر خودش زیر پا گذارد و خلاف این آیه رفتار کند چه انتظاری باید دیگران داشت . قضاوت کنید تا فسق این افراد آشکارا ثابت شود  دانسته شود که جماعت علماء اهل سنّت افتراع بسته اند به پیامبر خداوند و این را همگی میدانیم توهین به پیامبر توهین به خداست و هر کسی که به خدا توهین کند در واقع خدا را پذیرا نیست و در نتیجه کافر شده است.

    با لطف و عنایت پروردگار عالمیان توانستیم این مقاله را نیز به پایان برسانیم که امیدواریم رضایت خاطر شما را جلب کند.امَا دوستان عزیز ما خودتان پی این قضیَه ها باشید چون این ها ریشه در دین دارد .چرا ؟ چون تمامی این مطاب درباره یشخصی است که احیاگر دین بوده است .مردم مکه آنقدر در جاهلیَت به سر میبردند که حتی لخت در اطراف خانه ی خدا رفت و آمد داشتند. چرا باید پیامبری که آمده است  تا آن ها را از چنگال جاهلیَت نجات دهد خود باید طرز رفتار آن ها را بردارد پیامبری که هرگونه رجس ونجسی ،هر گونه خبیث و مخبثی از او دور است. آیه ی(وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِینَ الزَّکَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًااحزاب/۳۳)درشأن ایشان واهل بیت ایشان نازل شده است . امیدوارم که حجَت بر شما برادران تمام شده باشد.

این مقالات توسط گروه تحقیقاتی اولی الامر تهیه شده است.

می توانید سوالات خود را درمورد این مقاله در  تاپیک  بپرسید.

دانلود فایل متنی : لینک دانلود

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

 




ارسال نظر




*