بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ


 

احکام نجاسات

 دسته بندی : نجاسات
    0 views بازدید

تعریف:

نجس اصطلاحی فقهی که به آنچه از نظر شرعی ناپاک (غیرطاهر) است اطلاق می‌شود. چیزهایی که نجس به شمار می‌روند به دو دسته تقسیم می‌شوند: دسته نخست، آنچه اصالتاً نجس است (نجاسات ده‌گانه) که آن را عین نجس می‌گویند؛ دسته دوم آنچه اصالتاً پاک است اما به دلیل تماس با نجاسات، نجس شده است (مُتَنَجَّس). چندین حکم تکلیفی و وضعی درباره نجاسات وجود دارد؛ مانند اینکه خوردن آنها حرام است و یا اینکه لباس نمازگزار نباید نجس باشد.

 

واژه‌شناسی

برای واژۀ «نجس» معانی مختلفی ذکر شده، امّا معنای مشهور آن عبارت است از: «ناپاکی»، «کثیفی»، «پلیدی»، «ضد طهارت» و «ضد نظافت».[۱] این واژه در اصطلاح فقهی برای اشاره به چیزهایی به کار می‌رود که از نظر شرعی غیرطاهر به شمار می‌روند و احکامی درباره آنها وجود دارد. بنابراین در نجس در مقابل طاهر قرار دارد نه در برابر آلوده و ناپاک. امکان دارد شیئی آلوده باشد اما به لحاظ شرعی طاهر به‌شمار آید و یا برعکس یعنی شیئی سالم و پاکیزه باشد اما از نظر شرعی غیرطاهر باشد.

این واژه به سه صورت «نَجِس»، «نَجَس» و «نَجْس» به کار رفته است.[۲] واژه «نَجَس» تنها برای اعیان ده‌گانه نجاسات به کار می‌رود ولی واژه «نَجِس» هم برای اعیان نجس و هم برای آنچه نجس شده (مُتَنَجِّس) استفاده می‌شود.[۳]

این واژه یک بار در قرآن به کار رفته است که در آن مشرکان به این وصف خوانده شده‌اند: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِ‌کونَ نَجَسٌ فَلَا یقْرَ‌بُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَ‌امَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَٰذَا…  (ترجمه: ‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید! مشرکان ناپاکند؛ پس نباید بعد از امسال، نزدیک مسجد الحرام شوند!)[ توبه–۲۸] [یادداشت ۱]

عین نجس و متنجس

نوشتار اصلی: متنجس

به آن چیزی که نجاستش بالذات باشد، عین نجس می‌گویند؛ یعنی تا ذات شی موجود باشد،نجاست هم باقی است، مانند خوک و سگ و خون. ده چیز هستند که عین آنها نجس است و به آنها نجاسات ده‌گانه گفته می‌شود.

غیر از نجاسات ده‌گانه سایر اشیاء بالذات طاهر هستند اما اگر این اشیاء طاهر به نجاسات ده‌گانه تماس پیدا کنند به نحوی که رطوبتی از عین نجس به آنها منتقل شود، آن شیء طاهر نیز نجس می‌شود (مانند دستی که به خون آلوده می شود)، در این زمان آن شی‌ئ را مُتَنَجِّس می‌گویند.

مهم‌ترین تفاوت عین نجس با شیء متنجس این است که عین نجس هرگز طاهر نمی‌شود؛ اما در مورد شیء متنجس می‌توان با استفاده از مطهرات، نجاست را از آن زدود و آن شی‌ء مجددا طاهر می‌شود.[۴]

نجاسات ده‌گانه

بیشتر فقیهان شیعه ده چیز را ذاتاً نجس می‌دانند.

خون ادرار مدفوع مَنی مردار سگ خوک کافر شراب فُقّاع

۱. خون

نوشتار اصلی: خون

خون انسان و هر حیوان حرام گوشتی که خون جهنده دارد نجس است.[۵]

مالکیه،شافعیه و حنفیه از اهل سنت خون جاری شده همه حیوانات را نجس می‌دانند چه خون جهنده داشته باشد یا نداشته باشد.[۶]

۲-۳. ادرار و مدفوع

نوشتار‌های اصلی: بول و غائط

ادرار (بول) و مدفوع (غائط) انسان و هر حیوان حرام گوشتی که خون جهنده دارد نجس است. در نجاست مدفوع پرندگان حرام گوشت مانند کلاغ اختلاف نظر است.[۷]

شافعیه و حنفیه مدفوع حیوانات حلال گوشت را نیز نجس می‌دانند و در پرندگان تفصیل دیگری دارند.[۸]

۴. منی

نوشتار اصلی: منی

مَنی هر حیوانی که خون جهنده دارد نجس است.[۹]

در بین اهل سنت در مورد نجاست منی اختلاف نظر است، شافعیه و حنابله آن را پاک می‌دانند.[۱۰]

۵. مردار

نوشتار اصلی: مردار

جسد حیواناتی که خون جهنده دارند میتَه یا مُردار نامیده شده و نجس است. بدن انسان مُرده، پیش از غسل میت نجس است (ناپاک بودن آن از ابتدای فوت تا هنگامی که بدن سرد می‌شود مورد اختلاف بین فقهاست[۱۱])؛ حیوانات حلال گوشتی که ذبح شرعی شده‌اند پاک هستند؛ گوشت، چرم، استخوان و ژلاتین حیوانات حلال گوشتی که ذبح شرعی نشده‌اند نجس‌اند، بنابراین وسایل چرمی که در کشوری غیرمسلمان تهیه شده باشد، هر چند از حیوانات حلال گوشتی مانند گاو و گوسفند باشد نجس است چراکه ذبح شرعی نشده‌اند.[۱۲]

برخی از حیوانات حرام گوشت در صورتی که با شرایط گفته شده در فقه، تذکیه شوند، پوست و موی آنان پاک می‌باشد و در غیر این صورت، نجس هستند.[۱۳]

۶-۷. سگ و خوک

نوشتار‌های اصلی: سگ و خوک

همه اجزاء سگ و خوکی که در خشکی زندگی می‌کند از جمله آب دهان آنها نجس است.[۱۴]

مالکیه از اهل سنت همه حیوانات زنده از جمله سگ و خوک را پاک می‌دانند و حنفیه تنها خوک را نجس می‌دانند.[۱۵]

۸. کافر

نوشتار‌های اصلی: کافر و اهل کتاب § طهارت اهل کتاب

کافری که در فقه نجس محسوب می‌شود به معنای غیر مسلمان است. فقیهان شیعه هفت گروه را کافر دانسته و آنها را نجس می‌دانند(با اختلاف نظر در برخی موارد):

  1. منکران خدا
  2. مشرکان (یعنی کسانی که برای خداوند متعال شریک و همتا قرار می‌دهند)
  3. منکران ضروریات دین با آگاهی از ضروری بودن آن
  4. کسانی که پیغمبری حضرت محمد بن عبدالله(ص) را قبول ندارند.
  5. کسانی که به امامان معصوم(ع) دشنام دهند یا دشمنش باشند؛ مثل خوارج و ناصبیان.
  6. غُلات (یعنی آنهائی که یکی از ائمه(ع) را خدا خوانده یا بگوید خدا در او حلول کرده است)
  7. پیروان ادیان آسمانی تحریف شده مانند یهود و مسیحیت (در این مورد اختلاف‌نظر وجود دارد)[۱۶]

۹. شراب

نوشتار اصلی: شراب

از نظر فقه شیعه، شراب و هر چیزی که انسان را مست می‌کند، چنانچه به خودی خود روان (مایع) باشد، نجس است[۱۷] و خوردن و نوشیدن آن حرام.[۱۸]

در مورد نجاست الکل طبی و صنعتی اختلاف‌نظر وجود دارد.[۱۹]

انگور و فشرده آن نیز هرگاه به جوش آید تا زمانی که دو سوم آن تبخیر نشده باشد نجس است خواه به خودی خود جوش آمده باشد و خواه با حرارت، و نیز خواه مست کننده باشد و خواه نباشد.[۲۰]

۱۰. فقاع

نوشتار اصلی: فقاع

فُقّاع یا آب جو نیز از نجاسات است.[۲۱]

موارد دیگر

برخی فقیهان موارد دیگری را نیز نجس می‌دانند:

  • عرق بدن کسی که از راه حرام جنب شده باشد.[۲۲]
  • عرق حیوان حلال گوشتی که به خوردن مدفوع انسان عادت کرده است.[۲۳]

اهل سنت استفراغ (غذای بالا آورده شده) را نجس می‌دانند.[۲۴] وذی و مذی نزد حنفیه، مالکیه و شافعیه و وذی و مذی انسان و حیوان حرام گوشت نزد حنابله نجس هستند.[۲۵]

احکام نجاسات

پاک بودن از نجاسات در بسیاری از احکام اسلامی مانند خوردن و آشامیدن و نماز و حج گزاردن مطرح است. برخی از این احکام عبارتند از:

  • خوردن نجاسات حرام است.
  • هنگام نماز یا طواف بدن و لباس باید از نجاسات پاک باشد.
  • آب وضو و غسل باید پاک باشد.
  • نجس کردن قرآن و مسجد حرام بوده و پاک کردن آنها واجب فوری است.[۲۶]
  • انتقال نجاست در اثر تماس: متنجس نیز مانند عین نجاست نجس‌کننده است[۲۷] هرچند بر اساس بعضی فتاوا، متنجس در واسطۀ سوم نجس‌کننده نیست.[۲۸]

پاک کردن چیزهای نجس

نوشتار اصلی: تطهیر

نجاسات ده گانه ذاتاً نجس بوده و نمی‌شود آنها را پاک کرد ولی آنچه در برخورد با آنها نجس شده باشد امکان پاک شدن مجدد دارد. مطهرات (پاک‌کننده‌ها) مهم عبارتند از: آب، آفتاب، زمین و استحاله.

مقایسه نجاسات در مذاهب فقهی شیعه و اهل سنت

تفاوتهایی در احکام نجاسات بین مذاهب شیعه و اهل سنت وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از:

عنوان شیعه مالکی شافعی حنفی حنبلی
سگ و خوک نجس است نجس نیست نجس است نجس است نجس است
تطهیر ظرفی که آب دهان سگ در آن ریخته با یک مرتبه خاک‌مالی و دو مرتبه شستن با آب تعبدا هفته مرتبه با آب شسته می‌شود یک مرتبه خاک‌مال و شش مرتبه با آب یک مرتبه خاک‌مال و شش مرتبه با آب[۲۹]
تطهیر ظرفی که آب دهان خوک در آن ریخته هفت مرتبه با آب تعبدا هفته مرتبه با آب شسته می‌شود یک مرتبه خاک‌مال و شش مرتبه با آب یک مرتبه خاک‌مال و شش مرتبه با آب[۳۰]
مردار میت انسان مسلمان قبل از غسل میت، نجس است و با غسل میت، پاک می‌شود میت انسان پاک است میت انسان پاک است میت انسان نجس است و با غسل میت پاک می‌شود میت انسان پاک است[۳۱]
خون شهید نجس است پاک است پاک است پاک است پاک است.[۳۲]
منی منی انسان و هر حیوان دارای خون جهنده، نجس است منی انسان و هر حیوانی(به صورت مطلق) نجس است منی انسان و هر حیوانی، مگر سگ و خون، پاک است منی حیوان و حیوانات حلال گوشت، پاک است.[۳۳]
قیح(چرک ناشی از زخم) پاک است نجس است نجس است نجس است نجس است.[۳۴]
فضله حیوانات فقط فضله حیوان حرام گوشت که دارای خون جهنده است، نجس است و فضله مابقی حیوانات پاک است فضله حیوانات حلال گوشت پاک و فضله حیوانات حرام گوشت دارای خون جهنده، نجس است. فضله تمام حیوانات نجس است فضله غیر پرندگان و نیز فضله پرندگان در صورتی که بر روی زمین باشد، نجس استدر هوا رها شده باشد، نجس است و فضله مابقی حیوانات پاک است فضله حیوانات حلال گوشت پاک و فضله حیوانات حرام گوشت دارای خون جهنده، نجس است..[۳۵]
استفراغ پاک است نجس است نجس است نجس است نجس است.[۳۶]
مذی و وذی پاک است نجس است نجس است نجس است اگر از حیوان حلال گوشت خارج شود، پاک است و از حیوان حرام گوشت، نجس است.[۳۷]
سؤر (نیم‌خورده) حیوان نیم‌خورده سگ و خوک نجس است و نیم‌خورده مابقی حیوانات و انسان، پاک است نیم‌خورده تمام حیوانات و انسان‌ها پاک است نیم‌خورده سگ و خوک نجس است و مابقی موارد پاک است نیم‌خورده سگ و خوک، شارب الخمر، گربه‌ای که پس از آن موش از آن خورده و حیوانات وحشی، نجس است و مابقی موارد پاک است نیم‌خورده سگ و خوک نجس است و مابقی موارد پاک است.[۳۸

ادامه مطلب
  • بدون نظر
  • منتظر المهدی
  • ۱۱ آذر ۱۳۹۵


احکام طهارت

 دسته بندی : طهارت
    0 views بازدید

تعریف:

طهارت، اصطلاحی فقهی و عنوانی عمومی است برای حالتی که با برخی افعال شرعی مثل وضو، غسل و تیمم پدید می‌آید و نیز چیزهایی که باعث از بین رفتن نجاسات می‌شوند و در فقه شیعه به آنها مُطَهِّرات یا پاک‌کننده‌ها می‌گویند.

طهارت از نجاست جزو شرایط صحیح بودن برخی از عبادات مثل نماز است.

طهارت ظاهری پاک بودن بدن و لباس از نجاسات است، طهارت باطنی پاکی و نورانیتی است که از طریق وضو، غسل یا تیمم حاصل می‌شود و طهارت اخلاقی به معنای خالی شدن روح از آلودگی‌های شرک و گناه است.

خزینه‌های حمام، وجود حوض کُر در خانه‌ها، … نتیجه اهتمام مسلمانان به رعایت احکام طهارت است.

اهمیت طهارت در زندگی مسلمانان در کنار برداشت نادرست از احکام آن، گاه منجر به ایجاد بیماری وسواس نجس و پاکی به ویژه در بین زنان شده است.

 

معنا و اقسام طهارت

طهارت، زدودن و پاک کردن درون و برون، از آلودگی‌ها و خبائث است[۱] و از آن در دو علم فقه و اخلاق بحث می‌شود. طهارت فقهی دو نوع است: طهارت ظاهر از نجاسات و طهارت باطن، که از وضو، غسل یا تیمم ناشی می‌شود.

طهارت اخلاقی نیز به معنای زدودن ریشه‌های شرک و اخلاق ناپسند از درون و آراستن آن به توحید و صفات کمال انسانی است. نهایت طهارت اخلاقی به عصمت انسان منتهی می‌شود. خداوند در سوره احزاب، اهل بیت پیامبر را دارای این مرتبه از طهارت معرفی می‌کند. [۲]

اهمیت طهارت در قرآن و روایات

واژه «طُهر» و مشتقات آن ۳۱ بار در قرآن به کار رفته است. مسجد مکانی برای تطهیر روح معرفی شده و خداوند را دوستدار پاکان معرفی می‌کند. [۳]

همچنین قرآن پس از دستورهای لازم برای انجام غسل، وضو و تیمم می‌فرماید: خداوند نمی‌خواهد دشواری برای شما ایجاد کند، بلکه می‌خواهد شما را پاکیزه سازد. [۴]

خدای متعال در سوره شمس پس از چندین سوگند عظیم، می‌فرماید: «به تحقیق رستگار شد آن کس که این نفس را پاکیزه نمود و جان خود را پاک ساخت و بی‌بهره گشت آنکه آن را آلوده نمود». این همه تأکید گویای این حقیقت است که طهارت قلب به‌ مراتب از طهارت بدن مهم‌تر است.[۵]

در روایات نیز بیش از ۵۵۰۰ حدیث با موضوع طهارت وجود دارد که حاکی از اهمیت آن است. از آثار طهارت می‌توان به طول عمر [۶]، کفاره گناهان، اجر شهدا، [۷] نور قیامت،[۸] و وسعت رزق و روزی مادی و معنوی[۹] [۱۰] اشاره کرد.

طهارت فقهی

در احکام عملی اسلام طهارت از مسائل مهم و پردامنه است که معمولا در اولین بخش‌های رساله توضیح المسائل به آن پرداخته می‌شود و بر دو نوع است:

طهارت از نجاسات

در فقه اسلامی، پاکی لباس و بدن از انواع نجاسات جزو شرایط انجام دادن برخی عبادات مثل نماز(بجز نماز میت) و حج است. مساجد و حرم پیامبر(ص) و امامان نیز باید از هر گونه نجاست پاک باشند. چنان که خوردن چیزهایی که نجس هستند نیز حرام است. به این نوع از طهارت، طهارت از خَبَث گفته می‌شود.

در احکام اسلامی همه چیز پاک است به جز نجاسات ده‌گانه که عبارتند از:

  • بول یا ادرار
  • غائط یا مدفوع
  • مَنی
  • مُردار
  • خون
  • سگ
  • خوک
  • کافر
  • شراب
  • فقاع یا آبجو)
  • و آنچه در حالت مرطوب با این نجاسات تماس داشته است.

اگر چیز پاکی نجس شد توسط مُطَهِّرات می‌توان آن را پاک کرد. مطهرات عبارتند از:

  • آب
  • زمین
  • آفتاب
  • استحاله
  • انتقال
  • انقلاب
  • اسلام
  • تبعیت
  • برطرف شدن عین نجاست
  • استبراء حیوان نجاست خوار
  • غائب شدن مسلمان
  • خارج شدن خون متعارف از حیوان ذبح شده.

طهارت (وضو، غسل یا تیمم)

این طهارت که به طهارت از حَدَث نیز مشهور است حالتی روحانی و معنوی است که با انجام وضو، غسل یا تیمم به دست می‌آید و در انجام آن، قصد قربت لازم است.[۱۱] صحت نماز و طواف و در برخی موارد روزه، مشروط به این قسم از طهارت نیز می‌باشد و در کارهایی مانند قرائت یا همراه داشتن قرآن، دعا، نماز ميّت، زيارت اهل قبور، مسجد رفتن، خوابيدن،… مستحب و باعث فزونی ارزش و کمال آنهاست، لمس آیات قرآن و نام اهل بیت بدون آن نیز حرام است. این طهارت با ایجاد شدن حَدَث (خوابیدن، بیهوش شدن، خروج باد معده یا ادرار یا مدفوع، جنابت، حیض، استحاضه، نفاس و لمس بدن سرد شدۀ میّت) باطل شده و از بین می‌رود.

مربیان اخلاق یکی از ضروریات مورد توجه سالک را، دوام طهارت ظاهری[۱۲] می‌دانند[۱۳]و از نظر ایشان، شرط مهمّ تأثیر اذکار و ادعیه، طهارت انسان است[۱۴] تا آن‌جا که طهارت مکان ذکر را هم لازم می‌دانند.[۱۵]

طهارت اخلاقی

طهارت اخلاقی پاک کردن قلب و روح از شرک و آلودگیهای معنوی و بداخلاقی‌هاست و به گفته اساتید عرفان از مهمترین مسائلی است که انسان به هر صورت و سختی و رنج و مشقتی است باید به آن اقدام کرده و با پاک کردن درون، خود را از ننگ و عار نجاسات باطنی آزاد کند.[۱۶]

عارفان برای طهارت چهار مرتبه زیر را برشمرده‌اند:

  1. پاک ساختن بدن، از حَدَث و خَبَث.
  2. پاک نمودن اعضا و جوارح از معاصی و گناهان.
  3. پاک نمودن نفس، از اخلاق ذمیمه و ملکات رذیله.
  4. پاک ساختن خانه دل از آنچه غیر از خدا است، که خود چهار مرتبه دارد:
    1. طهارت ذهن
    2. طهارت عقل
    3. طهارت قلب
    4. طهارت سرّ[۱۷].

ادامه مطلب
  • بدون نظر
  • منتظر المهدی
  • ۱۱ آذر ۱۳۹۵


احکام تقلید

 دسته بندی : تقلید
    0 views بازدید

تعریف:

تقلید، اصطلاحی فقهی در اسلام به معنای پیروی شخص مکلَّف از مجتهد در احکام عملی دین است. تقلید در اصول دین جایز نیست و باید خود شخص با تحقیق و بررسی، به اصول دین ایمان آورد؛ ولی در احکام یا باید خودِ شخص مجتهد باشد، یا به احتیاط عمل کند و یا از شخص متخصص در فقه که به او مجتهد جامع الشرایط یا مرجع تقلید می‌گویند، تقلید نماید. به کسی که از مجتهد تقلید می‌کند، «مُقَلِّد» می‌گویند.

«تقلید» به معانی دیگری نیز در متون فقهی به کار رفته است.

معنای لغوی و اصطلاحی

تقلید کلمه‌ای عربی و مصدر باب تفعیل از مادّه «قَ ـ لَ ـ د» و در لغت به معنای چیزی را همراه و ملازم کسی یا شخصی قرار دادن[۱]، گردن نهادن به کاری[۲] و پیروی و دنباله‌روی است.

در اصطلاح فقهی به معنای پیروی از مجتهد در احکام دینی یا عمل کردن طبق نظر و تشخیص فقهی یک مجتهدِ معین در احکام فروع دین (مانند نماز و حج) است.[۳]

واژه تقلید در متون فقهی به معانی دیگری نیز به کار رفته که یکی از آنها تقلید هَدْی است، به معنای علامت‌گذاری شتر یا گاو یا گوسفندی که در حج قِران قربانی می‌شود.[۴]این تقلید، به نظر بیشتر فقها واجب تخییری است.[۵]

همچنین ببینید: تقلید (حج)

پیشینه تقلید در مذهب شیعه

تقلید در مذهب شیعه از عصر امامان آغاز شد. آنان پیروانشان را به راویان حدیث[۶] یا یاران نزدیک خود مانند زرارة بن اعین، یونس بن عبدالرحمان، ابان بن تغلب، زکریا بن آدم، محمد بن مسلم و ابوبصیر ارجاع می‌دادند[۷] و گاهی اصحاب را به حضور در مساجد و مراکز عمومی برای فتوا دادن و ارشاد مردم تشویق می‌کردند.[۸] ظهور تقلید در عصر امامان و تشویق آنان به این امر، به علت فاصله زیاد میان شهرها، فراهم نبودن امکانات ضروری برای مسافرت مردم و در نتیجه دشواری دسترسی به امام، عاملِ تقیه در بسیاری موارد و بالأخره پدید آمدن مشکلات شخصی و عسر و حرج برای امامان در صورت مراجعه مستقیم مردم به آنها بود. در آن عصر، به سبب نزدیک بودن به زمان رسالت و پیچیده نبودن شیوه استنباط احکام شرعی، دستیابی به وظایف شرعیِ مراجعه کنندگان برای مفتیان چندان دشوار نبود.[۹]

در عصر غیبت صغری نیاز به تقلید در احکام شرعی بیشتر احساس شد. توقیع امام مهدی(عج)، مرجع شناخت احکام در موضوعات جدید را فقیهانی با شرایطی خاص دانسته است.[۱۰]

در عصر غیبت کبری نیز مسئله تقلید همواره در میان شیعیان مطرح بوده، هرچند در ضوابط و شرایط آن بین اصولیون و اخباریون اختلافاتی وجود داشته است.[۱۱]

طرح احکام تقلید در رساله‌های عملیه

به نظر می‌رسد سابقه بحث درباره اجتهاد و تقلید به عصر تدوین علم اصول فقه برمی‌گردد. این موضوع در کتاب‌های اصولی امامی، از زمان نگارش الذریعة الی اصول الشریعة (تألیف سید مرتضی، متوفی ۴۳۶) تا عصر حاضر، بررسی شده است. در کتب فقه استدلالی گاه برخی مباحث مربوط به تقلید، ضمن بررسی شرایط فقیه جامع الشرایط، در بابهای امر به معروف و نهی از منکر و قضا [۱۲]بیان می‌شود.[۱۳] از قرن دهم به بعد، آثار مستقلی در این باره با عنوان الاجتهاد والتقلید یا عناوین دیگر نگاشته شد و پس از شیخ انصاری این رویه رواج یافت که احکام تقلید در ابتدای رساله‌های عملیه مطرح شود. امروزه نیز اولین بحثی که در رساله‌های عملیه مطرح شده است احکام تقلید و شرایط مرجع تقلید است.

از زمان تألیف کتاب العروة الوثقی، اثر سید محمد کاظم طباطبائی یزدی (متوفی ۱۳۳۷) نیز مباحث اجتهاد و تقلید در ابتدای کتب فقهی[۱۴] مطرح گردید.[۱۵]

حکم تقلید در فقه شیعه

نظر مشهور فقهای شیعه وجوب تخییری یعنی وجوب یکی از سه امرِ اجتهاد، احتیاط یا تقلید برای مکلف است؛ بدین معنا که فرد برای آنکه وظیفه خود درباره احکام فقهی را بداند، یا باید خود مجتهد باشد و حکم را از منابع فقه استنباط کند، یا اگر مجتهد نیست، به احتیاط عمل کند و یا به مجتهدی جامع الشرایط رجوع و بر اساس نظر او عمل نماید.[نیازمند منبع]

دلایل جایز بودن تقلید

فقهای شیعه معتقدند در احکام عملی، تقلید از فرد مجتهد جایز است. دلایل چهارگانه فقهی جواز و وجوب تقلید: عقل، قرآن، حدیث و اجماع است.

دلایل عقلی

به لحاظ عقلی، مُکلَّف در صورت انجام‌دادن حرام و ترک‌کردن واجب مستوجب کیفر اُخرَوی می‌شود. پس باید مستند و حجتی داشته باشد تااو را از کیفر ایمن سازد. این حجت از یکی از سه راه اجتهاد، احتیاط یا تقلید حاصل می‌شود.[۱۶] بدین ترتیب، تقلید در کنار دو راه دیگر وجوب تخییری دارد و مکلف می‌تواند از راه تقلید، احکام شرعی خود را فرا گیرد. در این صورت، اگر اجتهاد برای او ممکن نباشد، تقلید واجب تعیینی می‌شود.[۱۷]

دلایل قرآنی

در قرآن دو نوع تقلید مطرح شده است: تقلید ناپسند و تقلید پسندیده. در آیات مختلف قرآن، تقلید از رهبران شرک، تقلید از مستکبران و تقلید از نیاکان از روی تعصب و جهل، ناپسند و مذموم دانسته شده است. همچنین قرآن تقلید کورکورانه در اصول دین را امری جاهلانه و خلاف عقل دانسته است. آیه ۳۱ سوره توبه، تقلید چشم بسته و پیروی بی‌چون و چرای یهود از پیشوایان دینی خود را نکوهیده است.[۱۸]

مفسران و فقیهان، درباره تقلید جایز و پسندیده نیز آیاتی را برشمرده‌اند. برای نمونه، به گفته آنان آیه ۱۲۲ سوره توبه، که بر وجوب سفر برای تفقّه در امر دین دلالت دارد، از دلایل قرآنی تقلید غیرعالمان از فقیهان و عالمان است. آنان معتقدند که فراگیری تعلیمات اسلام و رساندن آن به دیگران در مسائل فروع دین و لزوم پیروی از آنها، همان تقلید است.[۱۹]

مفسران از آیات ۴۳ سوره نحل[یادداشت ۱] و ۷ سوره انبیاء [یادداشت ۲] نیز ضرورت تقلید و رجوع به عالمان و مجتهدان را برداشت کرده‌اند. علامه طباطبایی معتقد است این آیه، ارشاد به یک اصل کلّی و عقلایی است و آن رجوع غیرعالم به اهل علم و خبره است.[۲۰]

دلایل حدیثی

احادیثی که گاه فقهای امامی برای جواز تقلید به آنها استناد کرده‌اند، چند دسته‌اند:

  1. حدیثی از امام عسکری(ع) که واژه تقلید یا مشتقات آن را دربردارد، با این مضمون که با این مضمون که «و اما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا علی هواه مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه»[۲۱] البته برخی از فقها سند این حدیث را معتبر ندانسته‌اند.[۲۲]
  2. احادیثی که در آنها، امامان(ع)، شیعیان را به راویان حدیث ارجاع داده‌اند، مانند توقیع امام دوازدهم.[۲۳]
  3. احادیثی که طبق آنها، امامان(ع) پیروان خویش را برای احکام دینی به اشخاص معینی با ذکر نام، ارجاع داده‌اند.[۲۴]
  4. احادیثی که در آنها امامان(ع) یاران خود را به فتوا دادن برای مردم ترغیب یا فتوای آنها را تأیید کرده‌اند.[۲۵]
  5. احادیثی که از فتوا دادن بدون علم یا فتوا دادن بر پایه روشهایی مانند رأی و قیاس نهی کرده است[۲۶]، که مفهوم آنها جواز فتوا دادن بر اساس دلیل معتبر شرعی است.[۲۷]
  6. احادیثی که متضمن تأیید امامان شیعه مبنی بر جواز تقلید از کسانی است که بر طبق ضوابط شرعی فتوا می‌دهند.[۲۸]

اتفاق نظر عالمان دینی

اجماع یا «اتفاق نظر فقیهان» از ادله دیگر جواز تقلید در احکام شرعی است بدین معنا که همه فقیهان شیعه معتقدند که مکلف می‌تواند یا خود به درجه اجتهاد برسد و یا از کسی که به این درجه رسیده است، احکام شرعی را دریافت کند بدون آن که از ادله فقهی احکام شرعی اطلاعی داشته باشد.[۲۹]

گفتنی است که اجماع، خود، یکی از منابع فقه شیعه به حساب می‌آید.

اعمال بدون تقلید

تقلید، شرط صحت عمل نیست بلکه راهی است برای یافتن عمل صحیح. بنابراین، چنانچه فردی که مجتهد نیست، از مجتهدی نیز تقلید نکند (یا بر اساس ملاک درستی مرجع تقلید خود را انتخاب نکرده باشد)، چنانچه عمل او با فتاوای مجتهد واجد الشرایط مطابق باشد، عمل او صحیح شمرده می‌شود. بدین رو، برای دانستن این که آیا عمل او در گذشته صحیح بوده یا نه، باید اکنون از بین مجتهدان زنده و با ملاک صحیح مرجع تقلیدی برگزیند. بسیاری از اعمال مانند کلیات نماز و روزه و… در فتاوای همه مراجع مشترک‌اند و اگر اعمال گذشته او طبق فتوای آنان به صورت صحیح انجام داده باشد نیاز به اعاده (تکرار) ندارند. در جزئیات مورد اختلاف باید به فتوای مرجع تقلید فعلی خود مراجعه کند.[۳۰]

موارد ممنوعیت تقلید

تقلید برای کسی که مجتهد است، ممنوع است. برای غیرمجتهدان نیز در برخی موضوعات تقلید جایز نیست که مهمترین آنها عبارتند از:

  • تقلید در احکامی که بر شخص به صورت بدیهی روشن است جایز نیست؛ زیرا در نزد عقلا، تقلید تنها در مواردی صورت می‌گیرد که علم و قطع برای خودِ شخص وجود نداشته باشد.[۳۱]
  • در موضوعاتی(مانند اصول دین)که شخص باید به آنها اعتقاد یقینی داشته باشد، تقلید جایز نیست؛ زیرا تقلید به هر حال، مایه یقین نیست.[۳۲] البته در برخی عقاید فرعی مذهبی، رجوع جاهل به عالم می‌تواند برای مکلف یقین آور باشد، مانند رجوع به پیامبر اکرم(ص) برای تعیین امام و جانشینان پس از ایشان. ولی این امر مصداق تقلید مصطلح شمرده نشده است. اهل سنّت نیز تقلید در عقاید را جایز نمی‌دانند، زیرا در این گونه امور، تفکر و رسیدن به اطمینان، مطلوب است و تقلید مذموم. آیه ۲۲ سوره زخرف پیروی بی‌دلیل از روش گذشتگان را ناپسند شمرده و پیامبر اسلام(ص) نیز ما را به تفکر در آیات مربوط به معرفت الهی توصیه کرده است.[۳۳]

تقلید در مذهب اهل تسنن

موضوع تقلید در میان اهل سنت، فراز و نشیب‌های بسیاری داشته است. در دوره‌ای مذاهب مختلفی پیدا شد و این تعدد مذاهب اختلافاتی در پی داشت. این اختلافات در نهایت باعث شد که فکرِ بستن باب اجتهاد و محدود شدن مذاهب فقهی مطرح شود. سرانجام در قرن هفتم، چهار مذهب از مذاهب اهل سنّت رسمیت یافت و پیروی از دیگر مذاهب تحریم شد.[۳۴]

بعضی علمای پیشین اهل سنّت، مانند ابوالفتح شهرستانی (متوفی ۵۴۸) و ابواسحاق شاطبی (متوفی ۷۹۰)، به بسته بودن باب اجتهاد و فتوا دادن، معترض و خواهان گشودن آن بودند.[۳۵] در قرن اخیر نیز شماری از عالمان اهل سنّت و شیوخ الازهر، به استناد اجماع مسلمانان در صدر اسلام، مبنی بر جواز تقلید از هر یک از صحابه، انحصار اجتهاد در چهار مذهب را مردود دانسته‌اند و اجتهاد علمی مجدداً رواج یافته است.[۳۶]

فتوای برخی از عالمان در مورد تقلید

آیت الله حسین وحید خراسانی

آدرس پایگاه اطلاع رسانی: wahidkhorasani.com


 

جايگاه تقلید

مسأله ۱ ـ اعتقاد انسان به اصول دين اسلام بايد بر پايه علم باشد ، و تقليد ـ يعنى پيروى از غير بدون حصول علم ـ در اصول دين باطل است ، ولى در غير اصول دين از احكامى كه قطعى و ضرورى نيست و همچنين موضوعاتى كه محتاج به استنباط است بايد يا مجتهد باشد كه بتواند وظايف خود را از روى مدارك آنها به دست آورد ، و يا به دستور مجتهدى كه شرايط آن خواهد آمد رفتار نمايد ، و يا احتياط كند ، يعنى به گونه اى عمل نمايد كه يقين پيدا كند تكليف را انجام داده ، مثلا اگر عدّه اى از مجتهدين عملى را حرام مى دانند و عدّه ديگر مى گويند حرام نيست ، آن عمل را ترك كند ، و اگر عملى را بعضى واجب و بعضى جايز مى دانند به جا آورد ، پس كسانى كه مجتهد نيستند و نمى توانند به احتياط عمل كنند بايد تقليد نمايند.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
  • بدون نظر
  • منتظر المهدی
  • ۱ مرداد ۱۳۹۵


معرفی مراجع عظام تقلید حاضر شیعیان

 دسته بندی : احکام شرعی تشیع
    0 views بازدید

maraje taglid hazer

 

آیت الله حسین وحید خراسانی

آدرس پایگاه اطلاع رسانی: wahidkhorasani.com


آیت الله لطف اله صافی گلپایگانی

آدرس پایگاه اطلاع رسانی: saafi.com


آیت الله حسین نوری همدانی

آدرس پایگاه اطلاع رسانی: noorihamedani.com


آیت الله ناصر مکارم شیرازی

آدرس پایگاه اطلاع رسانی: makarem.ir


آیت الله سیدعلی خامنه ای

آدرس پایگاه اطلاع رسانی: khamenei.ir


آیت الله حسین مظاهری

آدرس پایگاه اطلاع رسانی: almazaheri.com


آیت الله عبدالله جوادی آملی

آدرس پایگاه اطلاع رسانی: javadi.esra.ir


آیت الله جعفر سبحانی

آدرس پایگاه اطلاع رسانی: tohid.ir و shia.ir


آیت الله سید محمدعلی علوی گرگانی

آدرس پایگاه اطلاع رسانی: gorgani.ir


آیت الله سید علی سیستانی

آدرس پایگاه اطلاع رسانی: sistani.org

 

 

ادامه مطلب
  • بدون نظر
  • منتظر المهدی
  • ۱ مرداد ۱۳۹۵