بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ


 

گریه کردن شیعیان و محکوم کردن اهل سنت

 دسته بندی : شیعه یا سنی
    0 views بازدید

گریه کردن شیعیان و محکوم کردن اهل سنت

 

« وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى * وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى * وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا »

وكار خلق عالم به سوي خدا منتهي مي شود و هم او بندگان را شاد و خندان سازد و غمگين و گريان گرداند و هم او خلق را بميراند و باز زنده فرمايد.

 

يكي از مسايلي كه موجب شده است ميان اهل سنّت و شيعه اختلاف به وجود آيد مسئله ي گريه كردن است. اهل سنّت با تكيه بر عقيده ي نادرستی كه دارند معتقدند گريه كردن براي مرده موجب فزوني عذاب بر او ميشود. ما مي خواهيم در اين مقاله براي شما ثابت كنيم كه گريه كردن براي مرده  نه تنها موجب افزايش عذاب نمي شود بلكه سنّتي است از پيامبر اكرم(ص) چرا كه ايشان نيز بر اين مطلب عمل ميكردند. همانطور كه در آيات اوّل گفته شد ، خداوند روزي براي خانواده اي فرزندي به دنيا مي آورد كه نور دو چشم والدين باشد ، آنگاه است كه خانواده چهره ي شاد به خود مي گيرند و نيز روزي است كه خداوند آن فرزند را از ميان فرزندانش برمي چيند و بساط غم را به به وجود مي آورد. زيرا كه او زنده كننده ي مرده و مرده كننده ي زنده است.

در  اين جا ما چند دليل از ادلّه ي مربوط به «چرايي گريه كردن» با تكيه بر قرآن و سيره نبوي و عقل بشري آورده ايم كه بحث خود زياد پيچيده نيست بلكه اهل سنت اين موضوع را چنين پيچيده كرده اند و الّا گريه كردن يك امري منطقي است .

(بیشتر…)

ادامه مطلب
  • بدون نظر
  • منتظر المهدی
  • ۱۰ خرداد ۱۳۹۵


خلیفه ی ثانی(عمر): آب نیافتی نماز نخوان

 دسته بندی : شیعه یا سنی
    20 views بازدید

بِسـمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيم

اَطیعوا اللهَ وَ اطیعوا الرَّسول وَ اولیِ الامرِ مِنکُم

خلیفه ی ثانی: آب نیافتی نماز نخوان

 

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَـكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ »

مائده/۶

باید به اطّلاع همه ی شیعیان و اهل سنّت برسانیم که اوّلا ما ارادتمند تمامی مسلمانان هستیم و هر آنچه که در دستان ما و امثال ما موجود است تماماً از روی سند و استدلالات محکم است که علمای ما در به دست آوردن آن ها چه زحمت ها که نکشیده اند تا که این مطالب به دستان ما و شما برسند. ثانیا ما باید در بین خود هرگونه کدورتی هم که باشد را کنار بزنیم و به فکر صلح و اصلاح باشیم. تا زمانی که من و تو بر زیر یک پرچم واحد نیامده ایم چه تبلیغاتی که غرب بر علیه ما که نکنند. همه ی ما از یک پدر و از یک مادر هستیم و از همه مهمتر مسلمان هستیم. پس جای هیچ گونه نزاع و جدال و جنگ وجود ندارد. بیایید عرصه را بر خود تنگ نکنیم. بیایید دست قدرت بی قدرت غرب را قدرتمند نکنیم. آخر این برای یک مسلمان ننگ است که بر پیامبر اسلام، محبوب خدا، حبیب خدا توهین شود و بعد سند بیاورند که ما این ها را از کتب خود مسلمانان تهیّه کردیم. باید راه هر گونه فساد اعم از اخلاقی ، اقتصادی و … را بر خود ببندیم و یکی باشیم. آن هم موقعی است که حقیقت را بشناسیم. حقیقتی که در بین ما مسلمانان اعم از شیعه و سنّی در حال کتمان و آرشیوی است. خوب برای مقدمه در حد کافی این مطالب است امّا اصل مطلب.

نگرانی ما این است که مبادا سنّت پیامبر از بین برود. می دانید چه فاجعه ای پیش می آید. سنت باید احیا شود.و آن هم زمانی امکان پذیر است که ما بنشینیم و آفت زدایی کنیم. آفتی که ما عامل آن هستیم. حق کیست؟

در نگاهی که علمای ما به زندگانی خلفای مسلمین انداخته اند و مطالبی را از این تاریخ بیرون کشیدند که در شأن فرضاً یک خلیفه نیست. از جمله این مطالب باید اشاره به این کرد که علمای اهل سنّت در کتب خود این گونه آوردند که جناب عمر خلیفه ی ثانی این گونه گفته است که اگر آب نیافتید تا وضو و یا غسل کنید، نماز نخوانید. حال ما در این مقاله به این موضوع آن هم از روی دلیل و سند خواهیم آورد که اینگونه مطلبی واقعاً وجود داشته است و بیشتر اعاظم و زعیمان اهل سنّت این مطلب را در کتب خود آورده اند.

قضیه از این قرار است که:{ روزی فردی به سوی عمر آمد و سوالی از او پرسید که این بود. آن فرد جنب شده بود و به سوی عمر آمد و گفت که جنب شده ام. و عمر به او گفت که نماز نخوان. در این هنگام عمار در پیش جناب عمر بود و گفت ای پیشوای مسلمین یادت نمی آید که در یک شبیخون من و تو جنب شدیم و تو نماز نخواندی ولی من خودم را به خاک مالیدم و نماز خواندم. بعد پیامبر گفت که کافی است که دو کف دستت را به زمین بزنی و آن را فوت کنی بعد به صورت و دو دستت مسح بکشی و جناب عمر گفت که ای عمّار از خدا بترس و عمار گفت که اگر خواستی من آن را حدیث نمی کنم.}

خوب اگر توجه داشته بودید این جریان در زمان خلافت عمر اتفاق افتاده است یعنی در زمانی که قرآن به صورت کامل بر پیامبر نازل شده بود و پیامبر اکرم (ص) رحلت کرده بودند. البته باید گفت که این مطلب به دو صورت در کتب اهل سنّت آمده است. کتابهایی که ثقه هستند. که یک مورد اینگونه است و گونه ی دیگرش را هم انشا الله آورده ایم.

در قرآن کریم آمده است که اگر آب نیافتید که غسل و و ضو کنید با خاک تیمم کنید که از جمله ی این آیات آیه ی وضو است که خداوند تبرک و تعالی آن را در سوره ی مائده به صاحیت گفته است. و در ابتدای مقاله نشان داده شد. ونیز پیامبر اکرم (ص) این مطلب را بارها در غزوات و سایر اوقات بیان کرده اند. چرا که این مطلب، مطلبی است که به همه ی مردم نیاز است و به همه این اتفاق رخ میدهد. اما سخن ما این است که چرا جناب عمر این مطلب را نمی دانستند. آیا مگر جناب عمر صحابه پیامبر نبود ؟ مگرجناب عمر تا بدان حال قرآن نخوانده بودند؟ و… . این ها سوالاتی است که باید روی آن ها اندیشید. و همین مطالب است که مارا به حقیقت نزدیک می کند وگرنه اهل آتشیم و ماندگار.

همانگونه که در سوالات نیز اشاره شد جناب عمر یا قرآن نخوانده بودند که این خود از روی مطلب بدست می آید و یا این که جناب عمر از روی میل خود اینگونه فتوا می دهند. که در آن صورت نیز ثقه نمی باشند چرا که احکام و دستورات دین را جابجا میکرد و بدعت گذاری میکرد و اهل آتش است و در صورت اول نیز اگر جناب عمر قرآن نخوانده اند چگونه این فرد احکام شرعی را اجرا خواهدکرد. ما از روی اختصار این مطالب را به این شکل آورده ایم و فکر و بحث و شناخت را بر عهده ی خود مراجعین گذاشته ایم .

(بیشتر…)

ادامه مطلب
  • بدون نظر
  • منتظر المهدی
  • ۷ بهمن ۱۳۹۴


بدعت گذاری عمر بن خطاب در احکام الهی و سنت پیامبر اکرم(ص)

 دسته بندی : شیعه یا سنی
    157 views بازدید

بِسـمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيم

اَطیعوا اللهَ وَ اطیعوا الرَّسول وَ اولیِ الامرِ مِنکُم

 

بدعت گذاری عمر بن خطاب در احکام الهی و سنت پیامبر اکرم(ص)

با عنايت پروردگار منّان مطالبي را جمع آوري كرديم كه بخشي از اعمال و كردار غير اسلامي يا به طور واضح ضد اسلامي را شامل مي باشد. تا قدمي براي اثبات اين مطلب برداريم كه عُمر لياقت جانشيني پيامبر و رهبري مسلمانان را ندارد.

جناب عُمر بن خطّاب رفتارها و بدعت هايي از خود جاي گذاشته اند كه اصلاً مناسبتي با مقام بشريّت ندارد و رفتارهايش همانگونه اي است كه مردمان قبل از بعثت پيامبر اكرم(ص) داشتند. خوب اين ها دلالت بر اين دارد كه اين شخص(عمربن خطّاب) مسلمان شدنش هم ظاهري بوده و هيچ كدام از احكام الهي و اسلامي را نمي پسنديد. کلام خدا و رسولش را زير پا ميگذاشت و از خود كردار و رفتاري نشان ميداد و ادّعا مي كرد كه اين همان سنّتي است كه اسلام از آن توقّع دارد و نيز رفتار عجم ها و غير عرب ها را نمي پسنديد و تعصّبي كه نسبت به آن ها داشت منجر مي شد كه اعمال آنها را بد بداند. حال ما با عجم ها چندان كاري نداريم با اينكه در آخر نيز براي شما عزيزان ثابت خواهيم كرد كه بغض و كينه ي اين شخص نسبت به عجم ها زياد بوده و ازآنها خوشش نمي آمد. كه بعدها به آن مناطق لشکركشي كرد و حتي به منابع علمي ايرانيان رحم نكرد و مردمانش را به عنوان برده به اسارت گرفت. اين مطلب در بعضي از كتب اهل سنّت آمده است كه يكي از اين كتب، العقبات است كه عُمر در آن به طور علني اظهار دارد كه نسبت به اعمال و كردار ايرانيان و يا عجم ها خيلي منفور هست. در اين كتاب مطلب ذكر شده به اين ترتيب است كه عُمربن خطاب به اطرافيانش مي گويد:

اين امّت هميشه كارش درست خواهد شد تا اينكه خانه هايشان را مثل خانه هاي عجم ها آباد نكنند و مانند آن ها سواركاري نكنند و همانند آنها لباس نپوشند و غذاي آنها را نخورند.

 

(بیشتر…)

ادامه مطلب
  • 2 نظر
  • منتظر المهدی
  • ۱ آذر ۱۳۹۴


توهین علمای اهل سنت به پیامبر – قسمت ۲

 دسته بندی : شیعه یا سنی
    92 views بازدید

بسم الله الرحمن الرّحیم

“اَطیعوا اللهَ وَ اطیعوا الرَّسول وَ اولیِ الامرِ مِنکُم”

توهین علمای اهل سنت به پیامبر – ۲

 بعضی از علمای اهل سنَت این جسارت را به خود داده اند که با نهایت بی شرمی وبا نهایت بی آبرویی به پیامبر اکرم (ص) توهین کنند .پیامبری که چندین آیات الهی در قرآن که در شان ایشان نازل شده است واین نشان دهنده حد کمال ایشان میباشد پیامبری که نجات همه ی مخلوقین که در معرض هلاک شدن جاهلیت بودن به دست مبارک ایشان بود .چرا باید این پیامبری که قرآن او را برای تمامی خلایق اسوه قرار داده مرتکب این اعمال قبیح وناشایست شود که در شأن هیچ انسانی نیست. وجود این شخص منَتی است برای خلایق(منَ الله علی المومنین). شخصی که رحمتی بود برای عالمیان (رحمه للعالمین ) الگویی است ابدی برای تمامی نسل ها.حال ببینیم که چگونه این جاهلان دین ، جاهلان راه حق  به معلَمی که درسش تربیت بود آن هم چه تربیتی ، تربیتی که اصول آن را از کامل ترین ادیان دریافت میکرد . حال شما خودتان  عادلانه قضاوت کنید .قضاوت کنید که تا با دو چشم خود بیابید  ،آیا پیامبری که قرآن توصیفش میکند با منکراتی که این جاهلان نوشته اند یکی است؟ حال به مدارکی که در دست داریم مراجعه میکنیم امیدواریم خداوند هدایتش را بر تمام جهانیان افکند.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
  • بدون نظر
  • منتظر المهدی
  • ۱۷ آبان ۱۳۹۴


توهین علمای اهل سنت به پیامبر(ص)

 دسته بندی : شیعه یا سنی
    101 views بازدید

بسم الله الرحمن الرّحیم

“اَطیعوا اللهَ وَ اطیعوا الرَّسول وَ اولیِ الامرِ مِنکُم”

توهین علمای اهل سنت به پیامبر(ص)

     حمد و سپاس مخصوص خداوندی است که انسان را آفرید و برایش زندگی مهیّا ساخت و نه   فرمانبرداری آن ها او را سودی رساند و نه نافرمانی ستمکاران و ظالمان او را زیانی رساند .

پیشگفتار:

    انشا الله  با لطف و عنایت پروردگار عالمیان خواستیم گامی دگر در راه حق و استواری برداریم تا بر برادرانمان، عزیزانمان ، نور چشمانمان ثابت کنیم که  شیعه راه منحرفی در پیش نگرفته است بیایید باهم افکار خود را تمرکز یک هدف کنیم  که راه حق را باید از چه کسانی بگیریم و به چه کسانی تحویل بدهیم . پیامبر اکرم اسلام ص بار ها این حدیث را تکرار کرده اند راه را از اهل بیت من بگیرید  و از آنها دوری مجویید که گمراه میشوید  حال ما به شما از  کتاب معتبری که نزد اهل سنت است بر شما روایت میکنیم وبه شما عرضه بدارم که حق در پیش کیست.

از جمله سند ها وادلّه هایی ما آماده کرده ایم این گونه میباشد که : در کتاب کنزل العمّال جناب آقای متقی هندی جلد اول صفحه ۱۰۷ چاپ دارالکتب العلمیّه و در چاپ مؤسسة الرسالة صفحه ۱۸۸اینگونه نقل میکند که:

   پیامبر اکرم ص  در حجّةالوداع اینگونه به یاران خود میگوید که من بین شما ثقلین را باقی میگذارم  که یکی از آن کتاب خدا ودیگری اهل بیت من می باشد خداوند لطیف و خبیر به من خبر داده که این دو از جدا نمیشوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند . به آن دو چنگ بزنید و ازاهل بیت من تقدّم نجویید  و از آنها عقب نیفتید که اگر اینگونه کنید هلاک میشوید. وبه آنها یاد ندهیدکه آنها از شما اعلم ترند . هرکسی که من به او از جانش سزاوارترم علی ع ولیّ و سرپرست او است. خدایا دوستبدار دوست او را و دشمن بدار دشمن او را .

(بیشتر…)

ادامه مطلب
  • بدون نظر
  • منتظر المهدی
  • ۱۷ آبان ۱۳۹۴


نامشروع بودن خلافت ابوبکر

 دسته بندی : شیعه یا سنی
    96 views بازدید

بسم الله الرحمن الرّحیم

“اَطیعوا اللهَ وَ اطیعوا الرَّسول وَ اولیِ الامرِ مِنکُم”

نامشروع بودن خلافت ابوبکر

    یکی از مسایل اختلافی در واقع اصلی ترین اختلاف بین شیعیان و اهل سنّت این است که شیعیان خلافت سه خلیفه (ابوبکر-عمر-عثمان) که بعد از پیامبر، خود را وصیّ پیامبر جا زدند را قبول ندارد و بر این معتقد هستند که پیامبر هیچ وقت امّت خدا را بی رهبر و بی جانشین باقی نمی گذارد بلکه باید از طرف خداوند ، این جانشینی و خلافت تعیین گردد و لا غیره هر کسی که بخواهد خود را دروغاً جانشین پیامبر معرّفی کند او را کذّاب خوانده اند.

     در این مقاله ما سعی بر این داشته ایم که نامشروع بودن خلافت ابوبکر را ثابت کنیم که اگر یکی را زیر سؤال ببریم دیگری خود به خود باطلیِتش معلوم و عیان خواهد شد.

    خلافت ابوبکر این گونه شروع شد که بعد از وفات پیامبر افراد فوق الذّکر  بدون اینکه در مراسم دفن پیامبر شرکت کنند تصمیم به راه انداختن شورا شدندو در آن خود را خلیفه ی مسلمین جا زدند و به زور مردم را وادار بر این کردند که با ابوبکر بیعت کنند و گرنه کشته خواهد شد . در اوایل عدّه ی زیادی با ابوبکر بیعت نکرده بودند ، عمر برای گرفتن بیعت با چندی از محافظان و سربازان  راهی کوچه ها شد و به خانه ی هر کسی که بیعت نکرده بودند وارد می شد و از مسلمین به زور أخذ بیعت می کرد . یکی از افرادی که بیعت نکرده بود و تا پایان عمرش نیز بیعت نکرد امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب بود و جمعی از یارانش مانند ابوذر ،سلمان، زبیر ،طلحه و… .  آن ها گاهی اوقات برای مشاوره و ملاقات کردن پیش فاطمه ی زهرا(س) وارد می شدند و در خانه ی ایشان جمع می شدند.عمر در همان زمان ها بود که از علی (ع) و یارانش در خواست بیعت کرد و زهرا(س) را بر این تهدید کرد که اگر بیعت نکنند این خانه را با تمام اهالیش آتش خواهم زد. این مختصری از نادانی های آن افراد بودحال به این بپردازیم که آیا واقعاً خلا فت ابوبکر وآن دو تای دیگر مورد رضایت حق تعالی است یا نه ؟

(بیشتر…)

ادامه مطلب
  • بدون نظر
  • منتظر المهدی
  • ۱۷ آبان ۱۳۹۴


افترا بستن عایشه به پیامبر اکرم(ص) قسمت دوم

 دسته بندی : شیعه یا سنی
    90 views بازدید

۴- پیامبر درحالی که روزه  بود زنانش را میبوسید و با آنها مباشرت میکرد.

چهارمین مطلبی که مورد بررسی قرار گرفته است یکی از دیگردروغ ها و افتراعاتی است که خانم عایشه به پیامبر می بندد وایشان را همانند شخصی جلوه میدهد که از دین چیزی بلد نیست و شخصی اعرابی است در حالی که خود دین توسّط شخص ایشان به مردم رسیده است و تمام احکام که از جانب خدا است از ایشان به مردم رسیده است و لاغیره حال این زن اعرابی و جاهل برای اینکه خود را در میان جماعت و مسلمانان خوب جلوه دهد شخصیِت فردی  چون پیامبر اکرم (ص) را زیر سؤال برده و اگر شخصی خارجی بخواهد پیامبر را از طریق کتب اهل سنّت بکریّه بشناسد پیامبر راشخصی اعرابی و از دین خارج تلقّی میکند که این سند دلیلی بر کافر بودن عایشه است چرا که اوّلاً او با این کارش یک نوعی بدعت در دین ایجادکرده است و دیگر این که به پیامبر تهمت و افترا بسته است که در اول مقاله گفته شد ، هرکس بخواهد به پیامبر دروغ بندد اهل جهنّم و آتش است

(بیشتر…)

ادامه مطلب
  • بدون نظر
  • منتظر المهدی
  • ۱۷ آبان ۱۳۹۴


افترا بستن عایشه به پیامبر اکرم(ص) قسمت اول

 دسته بندی : شیعه یا سنی
    80 views بازدید

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«وَمَن یَکْسِبْ خَطِیئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِینًا»

(و هر کس خطا یا گناهی از او سر زند و تهمت بهدیگری بندد مرتکب بهتان و گناه بزرگ آشکاری شده است./ سوره ی نسا۱۱۲)

      مقام و منزلت پیامبر بزرگ اسلام ، مایه ی فخر بشریّت و انسانیّت ، حضرت محمّد مصطفی در نزد پروردگار چنان ارزنده و بلند مرتبه است که عالمیان و قدیسیان حسرت چنین مقامی را دارند پیامبری که وجودش رحمتی است برای عالمیان .رحمة للعالمین ، نه تنها برای انسان ها بلکه حیوانات نیز از این نعمت بهره مند می باشند .پیامبری که  گفتارش  گزافه نیست و رفتارش بر پایه ی اعتدال(لا ینطق عن الهوی)، نامش در میان مردم امین و در نزد پروردگار حبیب. ایشان کسی هستند که از کودکی به هیچ بتی سر فرود نیاوردند و از تمام رجس و نجاست بدور می باشد  و برتر مومنین ، قانتین، صادقین ، مسلمین، صابرین، اکمل الاکملین، لنگر زمین و زمان، اشرف انبیا ، وارث علوم انبیا، ختم الانبیا کسی نیست جز محمّد مصطفی (ص)میباشد و… .

     اگر به ایّام جاهلیّت روی بر گردانیم و در آن مورد بیأندیشیم خواهیم یافت مردمانی پست و بدور از انسانیّت که بیشترشان بت پرستانی بودند گمراه و حیوان.آنها به گونیای با اعمال حیوانی انس گرفته بودند به طوری که دخترانشان را زنده زنده دفن می کردند. علم ودانش جایش را به کارهای لهو لعب و بیهوده داده بود و تعجّبش اینجا است که به این اعمال افتخار و مباهات می کردند. این اعمال پست به گونه ای خشم و غضب خدا را برانگیخته بود که چیزی باقی نمانده بود که جهان نابود شود ، چیزی باقی نمانده بود که زمین جماعت را ببلعد یا دوزخ با آتش قهرش همه را بسوزاند یا همه یکباره مسخ شوند و به شکل خوک درآیند امّا در نهایت خداوند لطفی بر این جماعت نشان داد و پیامبری از نسل ابراهیم خلیل الله مبعوث کرد. پیامبر خدا آن جماعت را از تاریکی های جهالت و گمراهی به روشنایی هدایت آورد. نادانیشان را به دانایی ، حماقتشان را به عقل و دانایی و فقرشان را به غنا و بی نیازی ، ذلّتشان و خواریشان را به عزّت و خرابی ها را به آبادی تبدیل کرد. خلاصه اینکه پیامبری اُمّی و درس نخوانده را از بین خود آنها به پیامبری مبعوث فرمود تا نشانه های خدا را بر آنها بخواند .

(هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ سوره ی جمعه/۲)

       امّا در این میان بعضی از اصحاب و کسان نزدیک به پیامبر به علّت تعصّبی که در دل داشته اند به خاطر خوب جلوه دادن خود شخصیّت بی مثال پیامبر را خرد و کوچک می کردند یکی از این افراد عایشه دختر ابوبکر است که بعد پیامبر جسارت های جبران ناپذیر به مقام شامخ  ایشان برده اند به طوری که  کار هر کسی نیست که این بی ادبی ها این توهین ها این افترا ها و دروغها را  به پیامبر خدا(ص)  نسبت دهد  چراکه این سخنان نه در منطق ذهن انسان و نه در رفتارش  میگنجد. این سخنان از شخصی بر می آید که از پیامبر کینه ای به دل داشته باشد یا در واقع کافر و زندیق باشد. ما اسنادی را که درآنها ، این جسارت های عایشه آمده ست یکی به یکی به شما نشان خواهیم داد امّا باید دانست که این اسناد بخشی از مدارک موجود از کفریّات عایشه است.اما قبل از هر چیز مدرکی از بخاری را به شما به نمایش گذاشته ایم که این مطلب را میرساند که هر کسی بخواهد به پیامبر افترا یا دروغ ببندد اهل جهنّم و آتش است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
  • بدون نظر
  • منتظر المهدی
  • ۱۷ آبان ۱۳۹۴


رقیه بنت الحسین (ع) ؛ واقعیت یا تحریف؟

 دسته بندی : حسینیه, شبهات
    91 views بازدید
در پي القاي شبهات بي اساس از سوي برخي افراد ناآگاه گاهاً مغرض درباره وجود مقدس حضرت رقيه بنت الحسين عليهما السلام، مراجع عظام تقليد و علماي بزرگ عصر ما تاكيد كردند تشكيك در اصل وجود مقدس حضرت رقيه عليهاالسلام،نه تنها ظلم به آن مظلومه و پدر بزرگوار ايشان، بلكه ظلم به اهل بيت عليهم السلام است.از اين رو بر آن شديم تا در اين مقاله منابع تاریخی،نظرات بزرگان و مراجع عظام تقليد را درباره اين وجود نوراني از نظر بگذرانيم.
اساساً درباره ی حضرت رقیه سلام الله علیها چهار دیدگاه وجود دارد:
۱.      گروهی حضرت رقیه سلام الله علیها را تحریف تاریخ میدانند وداشتن دختری به نام رقیه را برای امام حسین علیه السلام منکر میشوند
۲.      گروهی حضرت رقیه سلام الله علیها را دختر یکی از اصحاب شهدای کربلاء میدانند
۳.      گروهی حضرت رقیه سلام الله علیها را دختر امام حسین علیه السلام میدانند،اما نام او را رقیّه نمیدانند
۴.      گروهی حضرت رقیه سلام الله علیها را با همین نام دختر امام حسین علیه السلام میدانند
 

(بیشتر…)

ادامه مطلب
  • بدون نظر
  • منتظر قائم آل محمد
  • ۴ آبان ۱۳۹۴


آتش زدن درِ خانه حضرت زهرا(س)

 دسته بندی : شیعه یا سنی
    147 views بازدید

بسم الله الرحمن الرّحیم

“اَطیعوا اللهَ وَ اطیعوا الرَّسول وَ اولیِ الامرِ مِنکُم”

آتش زدن درِ خانه حضرت زهرا(س)

    مقام و منزلت صدَیقه ی طاهره آنچنان نزد پروردگار عالمیان وپیامبر ، پدر گرامی ایشان  رفیع و ارزنده است که عالمیان وتمامی ملایکه های زمین وآسمان را در حیرت گذاشته است چرا که ایشان از اهل بیت پیامبر هستند آینه ی وصف جمال پروردگار در ایشان جمع شده است ایشان وجه الله هستند ایشان نورالله هستند چرا که هیچ کسی تاب  تابیدنش را ندارد. زمانی که موسی در کوه تور مشغول عبادت بودند نوری از سمت ذوالجلال آمد وحضرت را متحیر ساخت و در نتیجه از حال رفتند . چرا که موسی(ع) تاب آن را نداشتند که در برابر نورالله ایستادگی کنند . اگر بنگریم در مییابیم که نوری که از سمت پروردگار عالمیان نازل شد همان نور خداوند است : زیرا که اوَلین مخلوق خداوند اهل کساء بودند که از نور مبیضَ خالق آفریده شده اند. این سخن صریح وصحیح است و در کتب متعدَد اهل سنَت و شیعه آمده است که محبوبترین زنان نزد پیامبر هیچ کسی نیست جزء دختر معصومه اش . چرا  باید زهرای ۱۸ ساله محبوبترین زنان شود؟ در زمان پیامبر زنان زیادی بودند که در حجب وحیا زبان زد بودند پیامبر خود چندین همسر داشت ،مادری چون آمنه داشت امَا چه باعث میشود که دخترش محبوب خداوند میشود . می دانیم که هر کسی که در نزد پیامبر عزیز و محبوب باشد یعنی در نزد خداوند عزیز است . چرا که پیامبر(ص) کاملترین انسان خدا و برگزیده ی خود ربَ ا لعالمین میباشد.در روایت ها داریم زمانی که دختر پیامبر(ص) می خواست بر ایشان وارد شود پیامبر بر حسب اطاعت از فرمان خداوند وبرحسب عشق و علاقه ای که بر دخترشان داشتند از جای بر میخیزیدند برای استقبال از دخترشان (س)  .دست دخترش را می گرفت و می بوسیدند . او را در جایگاه مخصوص خود می نشاندند .چرا ؟ چون مقام فاطمه یارایی مقام نبوَت و رسالت و امامت را داشت . امَا پیامبر چه می کرد: ایشان در کنار دخترش می نشست نه این که فاطمه را در کنارش بنشاند . زمانی که آن ملک بزرگ مرتبه که تا نبوَت رسول به هیچ کسی عرض سلام و درود نکرده بود از خداوند درخواست إذن می کند که بر پیامبر نازل شده و عرض سلام کند به این دلیل بود که بشارت مقام فاطمه ی زهرا(س) را بدهد که فاطمه سیَده ی نساء دنیا و آخرت  میباشد .در کتب شیعه حتَی چنین آمده است زمانی که پیامبر می خواستند از جلوی در صدَیقه ی طاهره رد شوند قامت خم می کردند .صحابه بر پیامبر ایراد می گرفتند که ای پیامبر چرا قدَ خم می کنید .پیامبر چه جواب می دادن . ایشان می گفتند مگر نمی بینید خانه زهرا است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
  • بدون نظر
  • منتظر المهدی
  • ۱۰ مهر ۱۳۹۴